تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
اگر جانم بلب آيد عجب نيست * به حيله نيم‌جانى چند پايد ؟
2530
بنقد اين لحظه جانى مىكن ، اى دل * شب هجرست ، تا فردا چه زايد ؟
مگر روشن شود صبح اميدم * مگر خورشيد از روزن برآيد
دلم را از غم جان وارهاند * مرا از من زمانى درربايد
عراقى ، بر درش اميد دربند * كه داند ؟ بو كه ناگه واگشايد
1 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16
مرا ، گرچه ز غم جان مىبرآيد * غم عشقت ز جانم خوش‌تر آيد
2535
درين تيمار گر يك دم غم تو * نپرسد حال من ، جانم برآيد
مرا شادى گهى باشد درين غم * كه اندوه توام از در درآيد
مرا يك ذره اندوه تو خوش‌تر * كه يك عالم پر از سيم و زر آيد
اگرچه هر كسى از غم گريزد * مرا چون جان ، غم تو درخور آيد
مرا در سينه تاب انده تو * بسى خوش‌تر ز آب كوثر آيد
2540
چو سر در پاى اندوه تو افگند * عراقى در دو عالم بر سر آيد
1 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16
زان پيش كه دل ز جان برآيد * جان از تن ناتوان برآيد
بنماى جمال ، تا دهم جان * كان سود برين زيان برآيد
اى كاج ! بجان برآمدى كار * اين كار كجا بجان برآيد ؟
كارم نه چنان فتاد مشكل * كان بىتو به اين و آن برآيد
2545
هم از در تو گشايدم كار * كامم همه زان دهان برآيد
بر درگهت آمدم بكارى * كان بر تو به‌رايگان برآيد
نايافته جانم از تو بويى * مگذار كه ناگهان برآيد
بنواز بلطف جانم ، آن دم * كز كالبدم روان برآيد
كليات ( فارسى ) — صفحة 200 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى