1 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16
از ميكده تا چه شور برخاست ؟ * كندر همه شهر شور و غوغاست « 1 »
بارى ، به نظارهاى برون آى * كان روى تو از در تماشاست
پنهان چه شوى ؟ كه عكس رويت * در جام جهاننماى پيداست « 2 »
گل گر ز رخ تو رنگ ناورد * رنك رخش آخر از چه زيباست ؟
1555
ورنه بجمال تو نظر كرد * چشم خوش نرگس از چه بيناست ؟
ور سرو نه قامت تو ديدست * او را كشش از چه سوى بالاست « 3 »
تا يافت بنفشه بوى زلفت * ما را همه ميل سوى صحراست
ما را چه ز باغ لاله و گل ؟ * از جام غرض مى مصفاست
جز حسن و جمال تو نبيند * از گلشن و لاله هر كه بيناست
1560 5 - 12 - 13 - 15
باز مرا در غمت واقعهء جانى است * در دل زارم نگر ، تا بچه حيرانى است
دل كه ز جان سير گشت خون جگر مىخورد * بر سر خوان غمت باز به مهمانى است
چون دل تنگم نشد شاد به تو يك زمان * باز گذارش بغم ، كو بغم ارزانى است
هر كه به خود بازماند وز سر جان برنخاست * باز گذارش بغم كو بغم ارزانى است « 4 »
1565
تا سر زلفين تو كرد پريشان دلم * هيچ نگويى به دو كين چه پريشانى است ؟
از دل من خون چكيد بر جگرم نم نماند * تا ز غمت ديدهام در گهر افشانى است
آه ! كه در طالعم باز پراكندگيست * بخت بد آخر بگو كين چه پريشانى است
رفت كه بودى مرا كار به سامان ، دريغ ! * نوبت كارم كنون بىسر و سامانى است
صبح وصالم بماند در پس كوه فراق * روز اميدم چو شب تيره و ظلمانى است
هامش
( 1 ) در 12 پس ازين بيت ابيات 2 - 5 غزل پيش مكرر شده است .
( 2 ) تكرار بيت 9 غزل پيش
( 3 ) تكرار بيت 11 غزل پيش
( 4 ) تكرار بيت بالا ، پيداست كه نسخه بدل از يك بيتست .