تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
ساقى ، قدحى ، كه نيم‌مستيم * مخمور صبوحى الستيم
1395
از صومعه پا برون نهاديم * در ميكده معتكف نشستيم
از جور تو خرقها دريديم * وز دست تو توبه‌ها شكستيم
جز جان گروى دگر نداريم * بپذير ، كه نيك تنگ‌دستيم
ما را برهان ز ما ، كه تا ما * با خويشتنيم بت پرستيم
ما هر چه كه داشتيم پيوند * از بهر تو آن همه گسستيم
1400
بر درگه لطف تو فتاديم * در رحمت تو اميد بستيم
گر نيك و بديم ، ور بد و نيك * هم آن توايم ، هر چه هستيم
در ده قدحى ، كه از عراقى * الا به شراب وانرستيم
در ميكده مىكشم سبويى * باشد كه بيابم از تو بويى