تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

ترجيعات 9

اى زده خيمهء حدوث و قدم * در سرا پردهء وجود و عدم
جز تو كس واقف وجود تو نيست * هم تويى راز خويش را محرم
از تو غايب نبوده‌ام يك روز * وز تو خالى نبوده‌ام يك دم
1005
آن گروهى كه از تو باخبرند * بر دو عالم كشيده‌اند رقم
پيش درياى كبرياى تو هست * دو جهان كم ز قطره‌اى شبنم
بىوجودت جهان وجود نداشت * از جمال تو شد جهان خرم
چون تجليست در همه كسوت * آشكارست در همه عالم
كه به غير از تو در جهان كس نيست * جز تو موجود جاودان كس نيست
1010
تا مرا از تو داده‌اند خبر * از خودم نيست آگهى ديگر
سر به ديوانگى برآوردم * تا نهادم بكوى عشق تو سر
تا ز خاك در تو دور شدم * غرقه گشتم ميان خون جگر
خاك پاى تو مىكشم در چشم * درس عشق تو مىكنم از بر
جز تو كس نيست در سراى وجود * نظر اينست پيش اهل نظر
1015
گاه واحد ، گهى كثير شوى * اين سخن عقل كى كند باور ؟
پيش ارباب صورت و معنى * هست از آفتاب روشن‌تر
كه به غير از تو در جهان كس نيست * جز تو موجود جاودان كس نيست