زير چنگ آردش دمى سيمرغ * بردش برتر از سپهر برين
باز سيمرغ برپرد به هوا * ماند او اندر آن مقام حزين
منم آن مور ، آنكه سيمرغم * مرغ عرش آشيان سدرهنشين
آنكه كرد از قفص چنان پرواز * كاثرش درنيافت روح الامين
940
چون به گردش نمىرسد جبريل * چه عجب گر نماندش او به زمين ؟
زيبد ار بفگند قفص سيمرغ * بىصدف قدر يافت در ثمين ؟
چون نگنجيد زير نه پرده * شد ، سرا پرده زد بعليين
از حدود صفات بيرون شد * وندر اقطار ذات يافت مكين
او روان كرده سوى رضوان انس * ما ز شوقش تپان چون روح القدس
945
شايد ار شور در جهان فگنيم * گريه بر پير و بر جوان فگنيم
رستخيزى ز جان برانگيزيم * غلغلى در همه جهان فگنيم
برفروزيم آتشى ز درون * شورشى در جهانيان فگنيم
سنگ بر سينه لحظه لحظه زنيم * خاك بر سر زمان زمان فگنيم
آب حسرت روان كنيم از چشم * سيل خون در حصار جان فگنيم
950
غرق خونيم ، خيز تا خود را * زين خطرگاه بر كران فگنيم
قدمى بر هوا نهيم ، مگر * خويشتن را بر آسمان فگنيم
از پى جستوجوى او نظرى * در رياضات خوش جنان فگنيم
ور نيابيم در مكان او را * خويشتن را بلا مكان فگنيم
مركب عشق زير ران آريم * رخت از آن سوى كن فكان فگنيم
955
پس در آن بارگاه عزت و ناز * عرضه داريم از زبان نياز
كان تمناى جان حيران كو ؟ * آرزوى دل مريدان كو ؟
ما همه عاشقيم و دوست كجاست ؟ * دردمنديم جمله ، درمان كو ؟