تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
خبر از حال من بدان ديده * صبحگاهى به گلستان برسان
نغمهء ارغنون نالهء من * بامدادان به ارغوان برسان
780
بجناب بزرك قدوة دين « 1 » * بندگىهاى بيكران برسان
ور ندانى كه : من چه مىگويم * يك‌به‌يك مىكنم ، بيان برسان
اشتياقم به خدمتش چندانك * نتوان داد ، شرح آن ، برسان
شكر احسان او ز من بشنو * پس به گوش جهانيان برسان
سوختم ز آتش جدايى او * دود سوزم به آسمان برسان
785
آن دم از من نماند جز نفسى * دادم اينك به تو روان « 2 » ، برسان
جان شيرينم اوست ، مىدانى * سخن من به گوش جان برسان
دل پاكش جنان پرطربست * خبر من بدان جنان برسان
ور جوابى دهد ترا كرمش * به من شيفته روان برسان
به من دل‌شده ، اگر بتوان * نامهء دوست مهربان برسان
790
بوستان دلم فراق بسوخت * هان ، نسيمى به بوستان برسان
اثرى از نسيم خاك درش * به من زار ناتوان برسان
هر سعادت ، كه نيست برتر از آن * يا رب آن قدوه [ را ] بر آن برسان
بهر آن تربيت كه دل خواهد * شادى آن به كاممان « 3 » برسان
چون عراقى صد هزارت بنده * دوستدارانش چاكران برسان « 4 »
1 795
دريغا روزگار خوش كه من در جنب ميمونت * بدم با بخت هم كاسه ، بدم با كام هم‌زانو
رسم گويى در آن حضرت دگرباره من مسكين * عسى الايام ان يرجعن قوما كالذى كانوا
هامش
( 1 ) در اصل : قدوة الدين ( 2 ) در اصل : دوان ( 3 ) در اصل : بكام آن ( 4 ) در اصل چنينست و اصلاح آن ممكن نشد .
كليات ( فارسى ) — صفحة 106 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى