تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
مراعات زمين دل بدين‌سان گر كنى يك چند * گلستانى شود روشن نظاره‌گاه اخوانى
695
درو از مشرب عرفان روان صد چشمهء حيوان * درو از منبع اخلاق جارى هم دو صد خانى
كشيده طوبى ايمان سر از طاعت بعليين * غصونش پرتو احسان ، ثمارش ذوق وجدانى
فروزان از سر هر غصن صد قنديل در ميدان * نمايان نور هر قنديل خورشيدى درخشانى
خرد در صحن بستانش كمر بسته به فراشى * ملك بر قصر ايوانش ادا كرده ثناخوانى
ز يكسو طوطى اذكار خندان از شكرخايى * ز يك‌سو بلبل اسرار نالان ار خوش‌الحانى
700
نواى بلبل اسرار كرده عقل را بيدار * كه : آخر در چنين گلزار خاموش از چه مىمانى
به عشرتگاه مستان آى ، اگر عيش ابد خواهى * به نزهتگاه جانان آى ، اگر جوياى جانانى
شراب از دست جانان خور ، چه نوشى از كف رضوان ؟ * بساط بزم رحمن بين ، چه بينى بزم رضوانى ؟
بساط وصل گسترده ، سماط عشرت افگنده * بجام شوق درداده شراب ذوق حقانى
نموده شاهد معنى جمال از پردهء صورت * ز چشم خويش كرده مست جان انسى و جانى
705
ز بهر نقل سرمستان ز لب كرده شكرخايى * براى چشم مشتاقان ز رخ كرده گل‌افشانى
كليات ( فارسى ) — صفحة 100 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى