تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
حكايت - يكى ديگر از معاصران شيخ كبير روزبهان - قدس اللّه روحه - امام بزرگوار و يگانهء روزگار شمس الدين محمد صفى كرمانى - رحمة اللّه عليه - بود . روزگارى بس مبارك داشت ، جامع ميان علوم و حقايق ، آخر عهد شيخ روزبهان يافته بود . و از خدمت او معتبرى نقل كرد كه ، شيخ شمس الدين صفى فرمود كه : روزى سخنى از سخنان شيخ روزبهان - قدس اللّه روحه - به من رسانيدند از حقايق . آن سخن نزد من دشوار بود ، به اندرون انكار كردم . هم در آن تفكر به خواب رفتم سيد المرسلين محمد رسول اللّه را ديدم - عليه الصلاة و السلام - سلام كردم ، جواب فرمود ، و از من اعراض فرمود . گفتم : يا رسول اللّه چه از من صادر شد كه از چاكر خود اعراض مىفرمايى ؟ فرمود : تو انكار دوست من روزبهان مىكنى گفتم : يا رسول اللّه نيك نكردم ، و از آن بازگشتم . رسول - عليه الصلاة و السلام - فرمود كه : برو و روزبهان را ببين و از او عذر خواه . گفتم : يا رسول اللّه شيخ روزبهان را كجا يابم ؟ فرمود : برو كه در مقصورهء مسجد سنقر به نماز مشغول است . چون از آن واقعه بازآمدم ، به اشتياقى هرچه تمام‌تر آهنگ مسجد سنقر كردم . شيخ را ديدم در محراب به نماز مشغول ، توقف نمودم ، تا از نماز و ورد فارغ شد . به خدمتش شتافتم ، و زيارت خدمتش كردم . خواستم تا عذر خواهم و اين واقعه آشكارا كنم . به نور فراست بدانست ، پيش از آنكه من حكايت كنم ، مرا فرمود : محمد صفى چون در حضرت با نظرت « 1 » سيد المرسلين استغفار كردى تمام است . و اللّه اعلم . و از معاصران شيخ - قدس اللّه روحه العزيز - يكى امام زاهد ابو الحسن كرد و - رحمة اللّه عليه - بود ، از اكابر عهد بود .
هامش
( 1 ) - مهربانى و رحمت ( فرهنگ نفيسى ) .