بياوريد و بخوانيد ، كتاب به خدمتش آوردند و مىخواندند و شيخ شرح آن مىفرمود و به غايت پسنديده مىداشت .
اصحاب و مريدان از خدمتش سؤال كردند كه ديروز در سخن شيخ روزبهان تعجب مىنمودى و تأملى مىفرمودى ، امروز به شوقى هرچه تمامتر شرح آن مىفرمايى ، اگر اظهار اين سرّ فرمايى سبب راحت دلها و آسايش روانها گردد . شيخ فرمود : ديروز در اين سخن ما را تعجبى بود كه سخنى به غايت دقيق بود ، تا دوش چنان نمودند كه در حضرت عزّت مجمع اولياء و محبان حق بود ، همه را جان و دل مستغرق ، تا از حضرت عزّت چه خطاب مىرسد .
ناگاه خطاب آمد : ليقم العارف الواصل . از ميان ايشان شيخ ابو يزيد بسطامى - قدس اللّه روحه العزيز - برخاست .
زمانى ديگر بگذشت خطاب آمد : ليقم العارف الواصف . شيخ جنيد - قدس اللّه روحه العزيز - برخاست . زمانى ديگر بگذشت خطاب آمد : ليقم العارف العاشق . شيخ روزبهان - قدس اللّه روحه العزيز - برخاست .
بعد از زمانى ديگر خطاب آمد : ليقم العارف العارف . قوّتى در من پديدار آمد برخاستم .
چون شيخ روزبهان را در حضرت عزت اين تشريف رسد ، و در مجمع اولياء او را اين خطاب كنند ، سزد كه ارباب قلوب و مكاشفان عوالم غيوب گوش دل به سخن او دارند و طالب سخن مبارك او گردند .
حكايت - و يكى ديگر از مشايخ شيخ على لالا بود . و اين شيخ على لالا از مشايخ خراسان بود ، و صاحب خانقاه بود ، آوازهء بزرگوارى شيخ روزبهان - قدس اللّه روحه العزيز - مىشنيد و به غايت معتقد شيخ بود . و چون اشتياق از بهر حق بود ، هر روز كه بود آن شوق زيادت مىشد . شيخ على لالا را آرزوى حضرت شيخ غلبه كرد ، برخاست و به طرف شيراز آمد .
تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: جواد نوربخش
ص٣٨