تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
سحرگاه نورى مىبينم از كنار بحر محيط به ساق عرش پيوسته است . سحرگاهى از حضرت سؤال كردم كه اين چه نورى است ؟ خطاب آمد كه : اين نور ، نور نفس دوست ما روزبهان است از فارس . من شيخ تو را از آنجا شناسم . چون بازگشتم عزم طرف فارس كردم . چون به شيراز رسيدم با هزاران شوق و ذوق ، آهنگ حضرت شيخ كردم . چون به رباط آمدم ، شيخ در محراب نشسته بود . شرف دست‌بوس دريافتم . مرا گفت : ابو الفرج آن ترك دوست ما چون يافتى ؟ فرياد از نهادم برآمد ، گفتم : اين از آن عجب‌تر . در قدم شيخ افتادم و حال باز گفتم . مريدان را وجدها و ذوق‌ها حاصل شد . بعد از مدتى عزم آن طرف داشتم ، به خدمت شيخ آمدم حال عرضه داشتم كه : مشايخ آن طرف چه اهل خراسان و چه تركستان همه مشتاق حضرت تواند و خواهان سخن تو ، شيخ اين رساله بساخت ، من بدان طرف بردم . به اوّل كتاب رسالة القدس بر طريق‌نامه چنين فرموده است : قال الشيخ ، قدس اللّه روحه العزيز : « شاهان عشق را رايت سعادت معرفت در عالم مشاهده افراخته باد ، و زير و بم شهرود « 1 » صفات به زخمهء اسرار نزد روح مقدسشان نواخته باد ، و سراى عروس تجليشان در وقت معاشرت جان با جانان از اوباش طبيعت پرداخته باد و چتر عصمت ازل بر سر خسرو روحشان در ميدان ابد كشافته « 2 » باد ، و سدرهء « 3 » بقاشان پيش شاهد قدم به مقراض فنا شكافته باد ، بازار اسرارشان در وقت مناجات به غرايب احوال آراسته باد » . در اين طريق كلماتى چند فرموده و مشايخ اطراف را به عبارتى مطبوع مرغوب القاب لطيف خوب فرموده ، و بدين عبارت آورده كه : « ما را در دعا قاعده آن است كه چون مشكلى افتادى شاهان عرب و سروران عجم و
هامش
( 1 ) - بر وزن مقصود نام سازى است مانند موسيقار كه روميان در بزم و رزم نوازند ( برهان قاطع ) . ( 2 ) - كشفتن بر وزن شنفتن به معنى گشودن ( برهان قاطع ) . ( 3 ) - پيراهنى است سفيد و ساده و گشاد كه به حد زانو برسد ( فرهنگ دهخدا ) .