باب دوّم در ذكر اكابر مشايخ كه معاصر او بودند
ائمه و مشايخ و اكابر كه در عهد شيخ - رحمة اللّه عليهم اجمعين - بودهاند به دو قسم ايراد كرده مىشود :
قسمى مشايخ اطراف كه معاصر او بودند و ميان ايشان مكاتبت و مراسلت بوده ، اما ملاقات نبوده ، و در واقعه از يكديگر با خبر بودهاند . و قسمى ديگر كه در حومهء شيراز و حوالى آن بوده و به يكديگر رسيده .
اما قسم اول : در ذكر مشايخ اطراف
از جملهء شيوخ كه به صورت شيخ روزبهان - قدس اللّه روحه العزيز - نديده بودند و به مكاشفه اطلاع يافته : يكى قطب زمان شيخ شهاب الدين عمر سهروردى - قدس اللّه روحه العزيز - بود . و از خدمتش نقل چنين كرد شيخ بزرگوار و يگانهء روزگار نجيب الملة و الدين على بن بزغش - رحمة اللّه عليه - كه : در آن زمان كه در بغداد بوديم ، در خدمت شيخ شهاب الدين - رحمه اللّه - و جمعى از بزرگان در خدمتش حاضر ، ذكر مناقب و فضائل شيخ كبير روزبهان - قدس اللّه روحه العزيز - مىرفت . شخصى از ميان قوم كتابى از مصنفات شيخ روزبهان به خدمت شيخ شهاب الدين آورده بود و در خدمتش مىخواند ، و سخنى به غايت بلند بود . شيخ شهاب الدين - رحمة اللّه عليه - در آن توقفى مىفرمود ، و تأملى مىنمود . ناگاه فرمود كه : اين سخن بس عجيب و غريب است ، بعد از آن برخاست .
روز ديگر چون شيخ بيرون آمد اصحاب حاضر شدند فرمود كه : سخن شيخ روزبهان