داود - عليه السلام - از حضرت عزّت سؤال كرد كه : اين بندگان اين قربت و منزلت از حضرت تو به چه يافتند ؟ حق - جلّ و علا - فرمود : به حسن ظن ، و بازداشتن نفس خود از دنيا و اهل دنيا و مناجات در خلوت با حضرت ما . و اين منزلت و مرتبت هيچكس نرسد بر آن الا آنكه خود را از دنيا و اهل دنيا دور دارد و به هيچچيز از دنيا دل خود مشغول ندارد و ما را بر همهء خلق ما برگزيند ، هر آن كس كه چنين كند عاطفت ما او را دريابد و كشف حجاب فرمايد ، تا به ديدهء بصيرت انوار كبرياء ما را نظر كند پس هر ساعت او را كرامتى ارزانى داريم و السلام .
فايده - شيخ فرمود كه : در كتب آسمانى آمده است كه : بندهء من به حق تو بر من كه من تو را دوست مىدارم ، به حق من بر تو كه تو مرا دوست دار . و همچنين گفت كه : وحى فرمود كه :
اگر برگشتگان [ از ] حضرت ما بدانند كه اشتياق ما تا به چه حد است به ايشان ، جگرهاى ايشان از شوق ما بگدازد . چون كرم ما با برگشتگان چنين است ، ببين كه آنها كه روى در حضرت ما دارند لطف ما با ايشان چگونه بود .
قسم سوّم ، اندر حكايات و اشعار و غيره .
شيخ ما - رحمة اللّه عليه - دو نوبت به كعبه رفته بود ، و وقفه يافته ، از معتبران منقول است كه چون به كعبه رسيد به سر در كعبه رفت ، وقتش خوش شد ، حلقه كعبه را بگرفت و به زبان نيريزى فرمود :
وش روى تو گل چو شدست * وقايش و بو شدست
روى گلن دوست مو * سخن بس كس گوشدست « 1 »
اين بگفت و حلقه كعبه را بجنبانيد . مجاوران حرم گفتند : كعبه را ديديم كه در حركت آمد .
هامش
( 1 ) - اگر ( وقايش ) را ( وفايش ) فرض كنيم معنى بيت تا حدى چنين مىشود :آفرين روى تو همچون گل شده است * گلى كه وفاى خود را به صورت بو اظهار مىكند
روى گل شباهت به چهرهء دوست من دارد * دراينباره سخن بسيار گفته شده است