تا آن زن را گويد كه : اگر نصيحتش مىكنى و مانع مىشوى ، كه خود را منماى ، اين سخن از تو نشنود ، و اين سخن « 1 » قبول نكند ، كه حسن دارد ، و مر حسن قرار نگيرد ، تا عشق را قرين خود نگرداند .
چون شيخ اين سخن بفرمود ، از سالكان طريق اللّه يكى حاضر بود ، اين سخن تير نشانهء او گشت . نعرهاى بزد و جان تسليم كرد . و آوازه در شهر افتاد كه شيخ روزبهان به تيغ سخن جانها بر هم خواهد زد . اهل شهر روى به خدمتش نهادند و مريد خدمتش گشتند .
فايده ، شيخ - نور اللّه ضريحه - در كتاب تحفة المحبين كه از مصنفات مبارك اوست ، چنين آورده است كه : خداوند - جلّ جلاله - وحى فرمود به داود پيغمبر - صلوات عليه - فقال : « يا داود انى خلقت قلوب المشتاقين من رضوانى ، و قطعت من قلوبهم طريقا الى ، و يزدادون فى كل يوم شوقا » .
فايده ، شيخ - قدس اللّه سره - فرمود : در كتب آسمانى آمده است كه داود پيغمبر - صلوات اللّه عليه - گفت : يا رب دوستان خود را به من نماى ! وحى فرمود كه : به كوه لبنان رو كه در آنجا چهارده تن از جوان و كهل و پير [ اند ] . چون به ايشان رسى ، سلام ما به ايشان برسان ، و بگوى : چرا از من حاجتى نمىطلبيد . به يقين بدانيد ، و معلوم گردانيد كه ما شما را برگزيدهايم به دوستى خود ، و ولايت شما را ارزانى داشتهايم . داود - عليه السلام - به كوه لبنان رفت ، آن طايفه را بر كنار چشمهاى آب ديد كه به عبادت مشغول بودند . چون داود را بديدند از او بگريختند . داود - عليه السلام - چون حال چنان ديد ، ايشان را گفت : انى رسول اللّه اليكم . از حضرت خدا پيغامى به شما آوردهام . ايشان چون اين بشنيدند ، پيش داود آمدند . داود - عليه السلام - ايشان را گفت : پروردگار شما سلام مىرساند كه من شما را به دوستى خود برگزيدهام ، و به نظر عنايت هر ساعت در شما نظر مىكنم . به سمع قديم آواز شما مىشنوم .
هامش
( 1 ) - نسخه الف : نصيحت