اسبال « 1 » ستر حق دان بر روى عرفاء خويش ، تا به غير او ساكن نشوند ، گفتار سهل هم از اين قبيل است در حق حسين . گفتنش حديث صحو و اصطلام و هفتصد درجهء [ آن ] غلبهء سكر است بر محبان ، به نعت زوال رسوم از حدث سكر و ايشان اهل تلويناند . صحو حالت كبراء ائمه است . ايشان كه از شدت سكر بيرون آمدهاند و لذت عيش بىغلبه با حق يافتهاند ، ايشان بىهيجاناند . اهل تمكيناند . ميان تمكين و تلوين مدارج ارواح و معارج اسرار است ، كه در آن مترقى مىشود ، تا معادن معارف و كواشف ، تا به عروش ازليات قدم . قال اللّه تعالى
: رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ
( 40 / 15 ) .
و قال اللّه تعالى
: تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ
( 2 / 253 ) نبينى كه خوشآواز موسيقار ازل ، صياد مرغ اجل - صلوات اللّه و سلامه عليه - چون خبر داد كه : اكثر اهل الجنة البله « 2 » و اهل العليين ذو الالباب . بلههايمانند در جنت مر مشاهده و ذو الالباب عارفان متكلم متمكناند در اشراق قدم به نعت مكاشفه .
شطح شيخ ابو سعيد بن ابى الخير ( قدس اللّه روحه العزيز )
ابو سعيد بن ابى الخير در شطح گويد : در زير جبه من جز حق نيست .
قال الشيخ - رحمة اللّه عليه : چون از رويت نفس و خلق محو گشت ، حق به حق او را تجلى كرد ، به زبان عندليب عشقش سر اتحاد بنمود . در دفتر عشق خواجهء كائنات بنگر و : سر من رانى فقد راى الحق بخوان . شمع در لگن چون نور برافروزد پروانهء مزاحم در نور خود بسوزد .
مر دليران آسمانى را عشق ميمون و جان همايون رنجور چنان شود كه به يك رشق « 3 » نشأت الهى كونين و عالم را در كش « 4 » گيرند و سر ازل از نهان خانهء اجل گيرند . و اللّه اعلم بالصواب .
هامش
( 1 ) - انداختن
( 2 ) - به ضم باء و سكون لام جمع ابله ( غياث اللغات ) .
( 3 ) - تيراندازى
( 4 ) - كش : بغل ( برهان قاطع ) .