( 18 / 110 ) . و در محل مستى گفت : لست كاحدكم . و در خلقت به آدم و ابراهيم مانست . و نيز روا باشد كه چون از معبد خاك و منفذ آب بگذرى ، و از محل عالم تقديرى بر پرى ، از نطق هر ذره صوت انانيت شنوى ، او ناطق به وصف خويش از زبان همهء عارفان . چون سبحانى گويد آن حق بود كه بر زبان او وصف خود كرد كه : نطق اللّه تعالى على لسان عمر .
شطح شيخ جنيد ( قدس اللّه روحه )
جنيد در شطح گويد : توانگرى كسوت ربوبيت است و درويشى كسوت عبوديت .
شيخ روزبهان - قدس اللّه روحه - چنين مىفرمايد كه : صادق است در گفتار ، و موافق است در كردار .
توانگرى صفت بقاء حق است و دستتنگى از صفت فناء خلق است . او به ربوبيت توانگر است پس توانگرى صفت قديم است . عبوديت را فقر تزكيهء اوقات معرفت است .
چون فقير از فقر جدا شد ، مشاهد سر تنزيه است در تجريد . چون متمكن شود از جامهء عبوديت كسوت حريت در پوشد . چون از غير حق فرد شد ، حق به صفت غناء قدم به دو تجلى كند ، خلق توانگرى بقاء در او پوشد ، تا متصف گرداند وى را به فناى خويش ، آنگاه به حق توانگر شود ، و از اسباب
: أَنْتُمُ الْفُقَراءُ
( 35 / 15 ) ايمن ، از عرض فقر و غنا ساكن . اينچنين بر دولتى سوارى ، شايستهء تصرف شود زيرا كه به صولجان بىنيازى كونين را در ميدان عشق به گوى تفريد زند . رنگين رخ حلوق عصمت و ساكن ولايت قرب - صلوات اللّه عليه - چنين گويد كه : قرآن توانگرى است كه درويشى بعد از آن نيست . يعنى هركه متصف شود به خلق قرآن از حرمان مقدس شود . در اين رمز طرفى گفته شد در وصف امير شهيد امير المؤمنين عثمان - رضى اللّه عنه - هركه در صبح خانه تجلى و مغرب آفتاب تدلى به صبح و شام مراقبات جان ، روح شيرخواره پستان وصلت خون عشق آشامد ، و در مهد انس به زمزمهء