انسان در آثار نسفى
انسان در افكار و انديشههاى نسفى جايگاهى بلند و اهميّتى خاص دارد . از نظر او آدمى ، ميوهء هستى است و سلسله مراتب وجود در خدمت اوست . عالم آفرينش با همه بزرگى و عظمتش يك انسان به شمار مىرود و آدمى به تنهايى مجموعهء عالم محسوب مىگردد . وى مانند ديگر علما ، حكما و عرفا ، انسان را مركب از دو چيز مىداند : يكى جسم و ديگرى روح . جسم از عالم خلق ، مركب و قابل تجزيه است و روح از عالم امر و بسيط حقيقى است و قابل تجزيه نيست . انسان از طريق جسم به تدبير دنيا و به واسطهء روح به كسب آخرت نيازمند مىشود 1 .
قالب و جسم انسان
نسفى دربارهء قالب انسان و چگونگى آفرينش آن ، نظر هر سه گروه يعنى اهل شريعت ، حكمت و وحدت را بيان مىكند . سخن او در بيان نظر اهل شريعت به آراى نجم الدين رازى نزديك است . وى همچون صاحب مرصاد العباد در اينباره به اين نكته خاص اشاره مىكند كه وقتى گفته مىشود ، جسم انسان از خاك آفريده شد ، منظور عناصر چهارگانه است . يعنى جسم انسان از چهار عنصر پديد آمد ولى چون خاك ظاهرتر و ملموستر است ، به آن اشاره شد 2 . در شرح نظر حكما در اينباره وى با تأثر از ابن سينا به بيان مزاج و تقسيم آن به معتدل و غير معتدل مىپردازد و چگونگى پيدايش مزاج نبات ، حيوان و انسان را تشريح مىكند 3 .
نظر اهل وحدت در اين موضوع گرچه با نظر حكما مشابه است اما كاملتر از