تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
نسفى اين موضوع را در بيشتر آثار خود با تصاويرى هماهنگ تشريح مىكند و بسيارى از مطالب ديگر را دربارهء وجود و عالم خلقت با اين مطلب مربوط مىسازد . او عالم را از يك وجه " علامت " و از وجه ديگر " نامه " مىخواند و از آن جهت كه علامت است ، " عالم " و از وجه ديگر كه نامه است " كتاب " مىنامد . به اعتقاد او ، خوانندگان اين كتاب تنها ملائكه بودند و چون در مقابل آنان كه كوچك مىنمودند ، اين كتاب بسيار بزرگ بود ، خدا در نسخهء كوچكترى ، اين كتاب را باز نوشت و آن كتاب بزرگ را " عالم كبير " و اين كتاب كوچك را " عالم صغير " ناميد . چون هرچه در آن كتاب بزرگ نوشته شده ، در اين كتاب كوچك نيز وجود دارد ، ابعاد مختلف وجود انسان مىتواند با مظاهر مختلف عالم آفرينش مقايسه گردد و ويژگيهاى متفاوت عالم كبير - در شكل ، تواناييها و خاصيّات - در وجود انسان تفسير شود و صفات و تواناييها و قالب انسان نيز با مراتب مختلف هستى تطبيق گردد 49 . در مقصد اقصى نسفى هريك از دو عالم كبير و صغير را داراى چهار دريا مىداند كه قالب كلى اين دو عالم را تشكيل مىدهد . در عالم صغير ، نطفه در پشت پدر " درياى اول " و در رحم مادر " درياى دوم " و ظاهر نطفه كه جسم فرزند از آن پديد مىآيد ، " درياى سوم " و باطن نطفه كه باطن فرزند از آن هستى مىيابد ، " درياى چهارم " ناميده مىشود و با چهار دريا در عالم كبير كه به ترتيب عبارتند از " ذات خداوند " ، " عقل اول " يا " روح اضافى " ، ظاهر اين روح كه ملك و باطن آنكه ملكوت ناميده مىشود ، مقايسه مىگردند . براى تكميل اين موضوع ، نسفى به تحليل افعال انسان كه خليفهء خدا به شمار مىرود ، مىپردازد و چگونگى صدور و انجام فعل خليفهء خدا را با افعال خداوند تطبيق مىكند 50 . او دامنهء اين تشابه را به دوات ، لوح و قلم مىرساند و با تشريح آنها در عالم كبير ، در عالم صغير نيز دوات و لوح و قلم در نظر مىگيرد و آنها را باهم تطبيق و مقايسه مىكند . البته او به تفاوتهاى دوات و لوح و قلم در دو عالم نيز اشاره مىكند از جمله اينكه دوات عالم كبير ، مبدأ نزول و دوات عالم صغير ، مبدأ عروج است و ديگر آنكه چون عالم كبير ، يك عالم است ، وقتى كامل گرديد ، قلم آن خشك شد اما عالم صغير بىحساب و شمار است و قلم مطلق آن هيچ‌گاه خشك نمىگردد و هميشه مىنويسد 51 .