تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

ملك و شيطان

از مباحثى كه نسفى آن را با عالم صغير و كبير مربوط مىداند و به تشريح آن مىپردازد ، معرفى انواع ملايك ، شيطان و ابليس است . عالم صغير مركب از دو عالم ملك و ملكوت است كه ملك ، خانه و ملكوت ، صاحب‌خانه ناميده مىشود و اين صاحب‌خانه در مراتب مختلف نامهاى متعدد دارد از جمله : طبيعت ، نفس ، عقل و نور اللّه . از طبيعت كه مرتبهء اول است ، سه چيز پديد مىآيد : يكى عمارت و فرمانبردارى ، دوم فساد و نافرمانى و سوم تكبر و طغيان كه آن را به اعتبار اول يعنى آبادانى و فرمانبردارى ، ملك و به اعتبار دوم ، شيطان و به اعتبار سوم ، ابليس مىگويند . ملك ، شيطان و ابليس در واقع يك جوهرند اما به نسبتهاى مختلف نامهاى متفاوت پيدا مىكنند . به اعتقاد او صورت و اسم و نسب هيچ اعتبارى ندارد و معنى و صفت ، داراى اهميت است . ناپاكى و پليدى سگ نه به صورت بلكه به صفت اوست و شيطان و ابليس نيز به دليل صفت فسادكارى ، نافرمان‌بردارى ، عجب و حسد ملعون خدايند . اگر اين صفات در انسان نيز به وجود آيد او به شيطان و ابليس تبديل مىشود ، همچنان‌كه درباره ملك نيز اين موضوع صادق است . اين ترتيب عالم صغير ، در عالم كبير نيز وجود دارد . وى جداى از بحث تشابه عالم صغير و كبير ، انواع ملايك و تواناييهاى آنان را برمىشمارد و نظر سعد الدين حمويه و عين القضاة را در اين موضوع مطرح و تفسير مىنمايد . به اعتقاد سعد الدين ملك و شيطان واسطه‌اند و در كتاب انسان كامل از ديدگاه سعد الدين ، ملك كاشف و شيطان ساتر معرفى و از نظر عين القضاة ملك و شيطان سبب ناميده مىشوند زيرا ملك سبب كشف و خير و رحمت و شيطان سبب ستر و شرّ و عذاب مىگردد 52 . وى متأثر از عين القضاة هركه را سبب علم ، بيدارى و عمل نيك است ، ملك و هركه را سبب جهل و غفلت و اعمال بد است ، شيطان مىخواند و از اين نظر حتى افرادى را كه به خواندن قرآن و ذكر حق مشغول باشند اما سبب جهل و غفلت انسان گردند ، شيطان محسوب مىكند . در اين‌باره نسفى خوابى را بيان مىكند : « اى درويش در ولايت خود بودم در شهر نسف . شبى پيغمبر را - صلى الله عليه و سلّم - به