« اى درويش جمله مراتب درخت در تخم درخت است . باغبان حاذق در تربيت و پرورش مىبايد تا تمام ظاهر شود . همچنين طهارت و اخلاق نيك و علم و معرفت و كشف الاسرار و ظهور انوار جمله در ذات آدمى موجودند ، صحبت دانا و تربيت و پرورش مىبايد تا تمام ظاهر شود . 113 »
* * * « بدان كه حوران بهشتى اسرار و مكنونات علومند كه از نظر نامحرمان پوشيده و در حجابند . دست نامحرمان از ايشان كوتاه است و به ايشان نمىرسد . جمال ايشان از نظر اغيار در خيام است و روى نمىنمايند . و پيش از بهشتيان هيچكس بديشان نرسيده است و جمله بكرند كه اهل حس و خيال را به اسرار و مكنونات علم هرگز راه نبوده است . 114 »
تأويل در آثار نسفى
گرايش به تأويل و تمركز روى باطن از ويژگيهاى مهم عرفان در قرن هفتم هجرى است . در آثار نسفى نيز اين موضوع از محورهاى مهم افكار و انديشههاى او به شمار مىرود . او مىكوشد به باطن هر چيز دست يابد و با دقت و تعمق در آن ، اسرار و رموز الهى را دريابد . در ديدگاه نسفى كوچكترين ذرات تا بزرگترين مخلوقات خداوندى با اين شيوه بررسى مىشوند ، بر همين اساس او دربارهء نطفه ، انسان ، عالم كون و فساد ، عالم علوى ، ملكوت ، جبروت و . . . مطالب مهم و دقيقى را بيان مىكند كه در بررسى انديشههاى او به تفصيل از آن سخن گفته خواهد شد . وى به آيات و مباحث قرآنى نيز با همين دقت نگريسته و كوشيده است علاوه بر ظاهر ، از باطن قرآن نيز بهرهمند گردد . به همين سبب او به تأويل قرآن روى آورد . تأويل قرآن در آثار او به دو صورت ظهور مىكند : يكى تأويل داستانهاى قرآن ، دوم تأويل آيات قرآن :
1 - تأويل داستانهاى قرآن : برداشت نسفى از داستانهاى قرآن اين تصور را پيش مىآورد كه وى اين داستانها را رمزى دانسته ، و كوشش كرده است آنها را از پوشش رمز بيرون آورد و حقيقت آنها را روشن سازد . بسيارى از داستانهاى پيامبران و اوليا در قرآن از جمله داستان آدم و حوا 115 . حضرت ابراهيم ( ع ) 116 ، داستان حضرت موسى ( ع ) 117 و . . . به وسيلهء او تأويل مىشود . بيان همهء اين داستانها به رغم زيبايى