است با ماست و ديگران بر باطلند . 107 »
در عبارتهاى بالا علاوه بر شرح مقام اهل معرفت ، نسفى مراتب انسان را به ترتيب از علما تا اهل وحدت برمىشمارد و اين موضوع مىتواند ديدگاه او را دربارهء مراتب انسان روشن سازد . براساس اين مطالب مىتوان مقام و مرتبهء انسان را از نظر او به ترتيب چنين دانست : اهل شريعت ، اهل حكمت ، اهل تصوف ، اصحاب نار ، اصحاب نور و اهل معرفت 108 .
در باب علل انتخاب اين شيوهء بيان در آثار او كه آراى گروههاى مختلف را بدون اشارهء صريح به عقايد شخصى خويش بازگو مىكند ، مىتوان دو علت در نظر گرفت : يكى آنكه مخاطبان او با مخاطبان ديگر نويسندگان آن دوره متفاوت بودهاند . از نحوه سخن وى برمىآيد كه مريدان و مخاطبان او بيشتر از عوام و افراد كمسواد بودند و از علوم مختلف بهرهاى نداشتند . او براى تفهيم مطالب خويش لازم مىديد كه ابتدا ديدگاههاى مختلف را تشريح كند و بعد منظور خويش را بيان نمايد . مؤيد اين نكته اشكالى است كه براساس گفته او در آغاز زبدة الحقائق از سوى خواص بر وى گرفته مىشود كه اين كتاب به غايت روشن است و عوام و خواص را از آن بهره است ، مىبايد كتابى جمع كنى كه جز خواص را از آن نصيب نباشد 109 .
علت ديگر را مىتوان در شرائط نامناسب و اوضاع دشوار دورهء زندگى او جستجو كرد . وى در آثار خويش به افشاى حقايقى پرداخته كه استاد او در پنهان كردن آن حقايق در چهارصد پاره كتاب مىكوشيد . چندان عجيب نبوده است اگر او براى كشف اين حقايق كه به مذاق بسيارى از مردم ، علما و مشايخ صوفيه سازگار نبوده و گويندهء آن در معرض هر آزارى قرار داشته ، خود را يك راوى ساده معرفى كند و عقايد خويش را در قالب آراى ديگران بازگو نمايد . در هر حال اين شيوهء بيان كه در واقع نوعى مقايسهء افكار و عقايد متفاوت به شمار مىرود ، سبب شده كه آثار او ارزش زيادى پيدا كند و هركس در حد فهم خويش از آن بهره برد .
نثر نسفى
در بين نويسندگان قرن هفتم هجرى ، نثر نسفى از برجستهترين نثرهاى آثار عرفانى