و از شرح عقايد شخصى خويش خوددارى مىكند ، اما بهطور محسوس به آراى اهل وحدت گرايش نشان مىدهد . وقتى ديدگاههاى او در مقصد الاقصى - كه به تصريح وى دربردارندهء آراى شخصى اوست - با عقايد اهل وحدت كه در ديگر آثار او معرفى شده ، مقايسه گردد به خوبى روشن مىشود كه اعتقادات شخصى او چندان تفاوتى با آراى اهل وحدت ندارد . البته در مقصد الاقصى گاهى مباحث او صبغهء حكمى به خود مىگيرد و در موارد خاصى به اعتقاد اهل شريعت هم توجه مىگردد . در زبدة الحقائق نسفى اشاره مىكند كه از بين چهار اعتقادى كه توضيح داده شد تنها يك اعتقاد بر حق است و سه اعتقاد ديگر باطلند اما هركدام از آن گروهها معتقدند كه آنها بر حقند 105 . هرچند او در اينجا روشن نمىسازد كه كدام گروه بر حقند اما از مطالب او برمىآيد كه وى يكى از دو گروه اهل وحدت را بر حق مىداند و از بين اين دو گروه نيز بيشتر به اصحاب نور ، يا مثبتان نظر دارد . نسفى در كتاب انسان كامل در دو بحث مجزا به تقسيمبندى انسانها مىپردازد و مراتب آنها را بهطور ضمنى مشخص مىكند . دربارهء دو گروه اهل وحدت در كتاب انسان كامل چنين مىنويسد :
« بدان كه اهل وحدت در منزل ششماند و از منزل هفتماند و اهل وحدت دو طايفهاند : يك طايفه در اين منزل ششماند كه در اين رساله تقرير خواهم كرد . 106 »
و در اين رساله اعتقاد اصحاب نار را تشريح مىكند . بر اين اساس او مقام اصحاب نار را در منزل ششم و مقام اصحاب نور را در منزل هفتم تعيين كرده و اصحاب نور را بر اصحاب نار برتر دانسته است .
از نظر او اعتقاد اهل وحدت هم ، زمانى كارساز و مفيد خواهد بود كه معرفت واقعى از آن حاصل شود . به همين سبب او اهل معرفت را بالاتر از همه در منزل هشتم مىداند و به توصيف ويژگيهاى آنان مىپردازد . در اينباره چنين مىگويد :
« اى درويش ، بدان كه اهل معرفت مدتها در ميان علما بودهاند و مدتها در ميان حكما بودهاند و مدتها در ميان اهل تناسخ بودهاند و مدتها در ميان اهل تصوف بودهاند و مدتها در ميان اهل وحدت بودهاند و در ميان هر قومى كه بودهاند آن قوم گفتهاند كه آنچه حق
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٣٣