تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
پايان قرن هفتم ، آخر دور قمرى و آخر الزمان است . ويژگيهايى كه نسفى از قرن هشتم بازگو مىكند ، سيمايى ترسيم مىشود كه در آن عصر ، غرور و پندار و خيال محال از دل مردم گم خواهد شد و حقايق چيزها آشكار خواهد گرديد . همچنين در اين زمان مذاهب مختلف از ميان مردم برمىخيزد و جمله يك مذهب مىشوند . تعابير نسفى در اين باب به‌گونه‌اى است كه گويى نسفى به توصيف آخر الزمان پرداخته و خواستهاى درونىاش را آشكار كرده است 85 . در باب اعتقاد به اينكه پايان قرن هفتم هجرى دوران آخر زمان محسوب مىشود ، نسفى به رغم اميدوارى به شرائط مناسبترى در قرن هشتم ، واقع‌بين‌تر و هشيارتر از استاد خود يعنى سعد الدين حمويه عمل كرده است زيرا او هم در كشف الحقائق و هم در مقصد الاقصى مطالبى را بازگو مىكند كه نشان مىدهد به اين موضوع اعتقاد راسخى نداشته است . در آغاز كشف الحقائق هرچند اوضاع جهان را در قرن هشتم عارى از هرگونه جهل ، تفرقه و ناپاكى توصيف مىكند اما بعد از آن چنان سخن مىگويد كه از تغيير اوضاع نامناسب و دشوار زمان خود حتى در قرن هشتم نيز نااميد است . به تعبير او اين‌چنين كه اين ساعت است پيوسته چنين خواهد بود و يك سر موى از اينكه هست نخواهد گشت 86 . وى در مقصد الاقصى از اين صريح‌تر سخن مىگويد و حتى به مخالفت با اعتقاد سعد الدين حمويه برمىخيزد . در اين‌باره مىنويسد : « شيخ سعد الدين حموى در حق اين صاحب الزمان كتابها ساخته است و مدح وى بسيار گفته است و خبر داده كه در اين وقت كه ما در اوييم بيرون آيد اما بيچاره بر آن است كه وقت بيرون آمدن وى معلوم نيست . اى درويش ، البته بيرون خواهد آمدن كه حضرت پيغمبر ( ص ) خبر داده است از آمدن وى و علامت وى گفته است اما معلوم نيست وقت بيرون آمدن وى و به اين سخن كه شيخ سعد الدين فرموده است كه وقت بيرون آمدن وى است بسيار سرگردان شدند كه به خود گمان بردند كه صاحب الزمان ماييم و آن علامات كه در حق وى گفته‌اند جمله در حق ما ظاهر خواهد شد و ظاهر نشد و در اين حسرت مردند . 87 » هرچند سه رسالهء پايانى و خاتمه كتاب كشف الحقائق ، امروز در دسترس نيست