تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
از شب دهم يك نيمه گذشته بود . اين بيچاره نشسته بود و چراغ در پيش نهاده و چيز مىنوشت . در آن وقت خواب در ربود . پدر خود را ديدم كه از در درآمد . برخاستم و سلام كردم . جواب داد و گفت كه رسول ( ص ) با شيخ ابو عبد الله خفيف و شيخ سعد الدين رحمهما اللّه در مسجد جمعه ابرقوه نشسته ، تو را مىطلبند . با پدر به مسجد رفتم ، رسول را ديدم با ايشان نشسته . سلام كردم ، جواب دادند و هريك مرا بنواختند و چون بنشستم رسول ( ص ) فرمود كه امروز شيخ سعد الدين حموى از تو حكايت مىكرد و خاطرش نگران و متعلق حال تو مىبود . حكايت آن بود كه مىگفت كه معانى كه من در چهار صد پاره كتاب جمع كرده‌ام ، عزيز آن جمله را در ده رساله جمع كرده و هرچند كه من در اخفا و پوشيدن سعى كرده‌ام ، او در اظهار كوشيده ، انديشه مىكنم كه مبادا از اين رهگذر ، ناجنسى آزارى به او برساند . من با شيخ بگفتم كه اى شيخ خاطر آسوده دار كه عزيز در عصمت خداى است و با آنكه چنين است برويم و عزيز را بگوييم تا اين كتاب را بىاجازه ما اظهار نكند . اكنون با تو مىگوييم كه تا از هجرت من هفتصد سال نگذرد اين كتاب را در ميان خلق ظاهر مگردان و چون هفتصد سال بگذرد در اغلب مدارس غالبا اوقات طلاب علم در طلب اين كتاب بگذرد و معنى اين كتاب را بحث كنند . گفتم يا رسول اللّه بعضى از اين كتاب را نوشته‌اند و به هر طرف برده ، رسول فرمود كه آنچه خود رفته ، رفته باقى را اظهار مكن . 82 » نسفى با بيان اين خواب چند نكته مهم را يادآورى مىكند : الف ) اهميت و ارزش اين كتاب و صحت مطالب آن به حدى است كه پيامبر اسلام به‌طور ضمنى در اين خواب بر آن صحّه مىگذارند . ب ) حقايق ارزشمند و جامعى در اين كتاب وجود دارد كه استاد او سعد الدين حمويه آنها را در چهارصد كتاب پنهان كرده بود . ج ) شجاعت و صراحت نسفى در حدى بود كه آن حقايقى را كه استادش در اخفاى آن مىكوشيد بدون ترس از آزار ناجنسان اظهار كرد . د ) در زمان او شرائط سخت و دشوارى حاكم بوده و پذيرش انديشه‌ها و افكار افرادى مثل عزيز نسفى و سعد الدين حمويه با دشوارى روبه‌رو مىشده است . به همين دليل تعيين سالهاى بعد از قرن هفتم هجرى بر اين اميد استوار بوده كه شرائط