باب « 1 » در سخن خاص الخاص اهل شريعت در بيان نبى و ولى
بدان كه خاص الخاص اهل شريعت مىگويند كه يك نور است كه در عالم ، منبسط است و عالم ، مالامال آن نور است و آن نور خداى است - تعالى و تقدس - و نور خداى است « 2 » كه در چندين هزار صورت تجلى كرده است و از چندين هزار « 3 » دريچه بيرون تافته است « 4 » و در هر صورتى كه تجلى كرده است و از هر دريچه كه بيرون تافته است « 5 » به قدر استعداد آن دريچه بيرون تافته است « 6 » . و اگرنه قرب او به جمله يكسان است و فيض او به جمله برابر مىرسد اما بعضى را استعداد بيشتر است و بعضى را كمتر . يعنى « 7 » هر نوعى از انواع ، استعداد چيزى دارند و هر فردى از افراد هم استعداد چيزى « 8 » دارند « 9 » . و گفته شد كه تفاوت انواع در مبادى از « 10 » قرب و بعد « 11 » اعتدال است اما تفاوت افراد ، اثر خاصيت زمان و مكان است . پس نور خداى در هر صورتى به قدر استعداد آن صورت ، خود را ظاهر كرده است .
چون [ 238 ب ] اين مقدمات معلوم كردى و « 12 » دانستى كه يك نور است كه منبسط است در عالم « 13 » و عالم ، مالامال آن نور است و قالب هر چيز و هركس به مثابت دريچههاست كه نور از آن دريچهها بيرون تافته است ، اكنون بدان كه اگر « 14 » دريچهها بسيار باشد « 15 » ، ظهور نور و قوت « 16 » آنچنان « 17 » بقوّت نباشد كه دريچهها اندك باشد و اين سخن تو را جز به مثالى « 18 » معلوم نشود . اكنون بدان كه « 19 » مشكات را ده دريچه باشد و نور چراغ از « 20 » ده دريچه بيرون بود « 21 » . نه را استوار
هامش
( 1 ) . مت ، كد ، كب : فصل .
( 2 ) . كب : - تعالى و تقدس . و نور خداى است .
( 3 ) . كب : + صورت .
( 4 ) . كب : سر بيرون كرده است .
( 5 ) . اساس : - و در هر صورتى . . . و از هر دريچه كه بيرون تافته است .
( 6 ) . كد ، كب : - و در هر صورتى . . . به قدر استعداد آن دريچه بيرون تافته است .
( 7 ) . كد ، كب : - يعنى .
( 8 ) . كد ، كب : + ديگر .
( 9 ) . اساس : - و هر فردى از افراد هم استعداد چيزى دارند .
( 10 ) . كد ، كب : - از .
( 11 ) . كد ، كب : - و بعد
( 12 ) . كب : - و .
( 13 ) . مت ، كد ، كب : در عالم منبسط است .
( 14 ) . كد ، كب : - اگر
( 15 ) . كد : است ، كب : است كه .
( 16 ) . مت ، كد : - و قوت ، كب : - نور و قوت .
( 17 ) . كب : - چنان .
( 18 ) . كب : مثال .
( 19 ) . مت : كد ، كب : + اگر .
( 20 ) . مت : + هر .
( 21 ) . مت : تافته بود ، كد : تابد و چون از آن ده دريچه ، كب : مىآيد و چون از ده دريچه .