فصل [ معدن و نبات و حيوان از وجه پيدا آمدند و تجلى وجهند ]
چون دانستى كه نفس از ذات و وجه از نفس پيدا آمد و وجه ، تجلى نفس و نفس ، تجلى ذات است « 1 » ، اكنون بدان كه معدن و نبات و حيوان از وجه « 2 » پيدا آمدند و تجلى وجهند .
اى درويش ، اگر وجه را درخت اعتبار كنى معدن و نبات و حيوان ، ميوهء اين « 3 » درختند . و اگر وجه را « 4 » دريا اعتبار كنى معدن و نبات و حيوان ، جواهر [ 217 الف ] اين « 5 » دريايند . و اگر وجه را صاحب جمال اعتبار كنى آدم ، مرآت اين صاحب جمال است . 43 و اگر وجه را نور و زجاجه و مشكات اعتبار كنى آدم ، نمودار اين نور و زجاجه و مشكات است . و اگر وجه را عالم كبير « 6 » اعتبار كنى آدم ، عالم « 7 » صغير است .
اى درويش ، آنچه در ذات بود در وجه پيدا آمد و آنچه در وجه بود در آدم پيدا آمد « 8 » . پس آدم نمودار وجه باشد و وجه « 9 » نمودار ذات بود .
فصل [ صفت خداى در مرتبهء ذات است و فعل خداى در مرتبهء نفس . . . ]
بدان كه صفت خداى در مرتبهء ذات است و فعل خداى در مرتبهء نفس است « 10 » و اسم خداى ، در مرتبهء وجه است . اما در مرتبهء ذات به غير « 11 » ذات چيزى ديگر نيست و در مرتبهء نفس به غير « 12 » نفس چيزى ديگر نيست از جهت آنكه صفت هر چيز ، استعداد 44 آن چيز است و استعداد هر چيز در اول آن چيز باشد و عين « 13 » آن چيز بود . « 14 » و اسم هر چيز ، علامت آن چيز است « 15 » و علامت هر چيز ، در آخر آن چيز باشد و « 16 » عين آن چيز بود . « 17 » و فعل هر چيز ، ظهور و استعداد آن چيز است . پس ميان صفت و اسم ،
هامش
( 1 ) . مت : - فصل چون دانستى . . . تجلى ذات است .
( 2 ) . كب : چه .
( 3 ) . كد ، كب : آن .
( 4 ) . مت : + دو .
( 5 ) . مت : + دو .
( 6 ) . اساس ، كد ، كب : - كبير .
( 7 ) . كد : اهل .
( 8 ) . اساس ، كد ، كب : - و آنچه در وجه بود در آدم پيدا آمد .
( 9 ) . كب : + را .
( 10 ) . كب : - است .
( 11 ) . كد ، كب : + از .
( 12 ) . كد ، كب : + از .
( 13 ) . كد : - عين .
( 14 ) . كب : - و عين آن چيز بود .
( 15 ) . كد : بود ، كب : باشد .
( 16 ) . كد ، كب : - در آخر آن چيز باشد و .
( 17 ) . كد ، كب : باشد + و غير آن چيز .