نقصان ] تا هركه اين كتاب خرد « را » بخواند [ آن كتاب بزرگ را خوانده باشد ] .
آنگاه خليفهء خود را به خلافت به اين عالم صغير فرستاد . و خليفهء خداى عقل اول است و عقل است كه مظهر صفات خداى است ، عقل را به صفات اخلاق خود بيار است و به عالم صغيرش فرستاد . و از اينجاست كه گفتهاند « 1 » حق « 2 » تعالى آدم را به « 3 » صورت خود آفريد و عقل اول خليفهء خداى است در عالم كبير و عقل ما خليفهء خداى است در عالم صغير .
فصل در بيان خدا و خليفه خدا و افعال خليفه . « 4 »
بدان ، كه چون حق « 5 » تعالى [ و تقدس ] خواهد كه چيزى « را » در عالم بيافريند صورت آن چيز ، اول به عرش آيد و از عرش به كرسى « آيد » و از كرسى در نور ثابتات آويزد . آنگاه بر هفت آسمان گذر كند و به نور « 6 » ستارگان « 7 » همراه شود و به عالم سفلى آيد . طبيعت كه پادشاه عالم سفلى است ، استقبال آن مسافر غيبى كند كه از حضرت خداى مىآيد . و مركب از اركان چهارگانه كه مناسب حال او است ، « 8 » پيشكش « او » كند ؛ تا آن مسافر غيبى بر آن مركب سوار گردد « 9 » و در عالم شهادت موجود شود . « 10 » و چون در عالم شهادت موجود شد آنچه دانستهء خداى بود كردهء خداى شد .
پس هر چيز « ى » كه در عالم شهادت موجود است ، « 11 » جان آن چيز از عالم امر است و قالب آن چيز از عالم خلق است آن « 12 » جان پاك از حضرت خداى آمده است به آن كار « ى » كه آمده است ، چون آن كار « را » تمام كند باز به حضرت خداى باز خواهد گشت . اين است معنى منه بدأ و اليه يعود و اين است « معنى » شناخت « 13 » افعال الهى و اين است دانستن آيات نامتناهى .
اى درويش !
هامش
( 1 ) . و از اينجا گفتهاند كه .
( 2 ) . خداوند .
( 3 ) . بر .
( 4 ) . در بيان افعال خداى و در بيان افعال خليفهء خداى .
( 5 ) . خداى .
( 6 ) . با نور .
( 7 ) . سيارگان .
( 8 ) . به جاى « مركب از الخ » آمده است « و مركبى از اركان چهارگانه مناسب حال آن مسافر غيبى » .
( 9 ) . شود .
( 10 ) . گردد .
( 11 ) . هست .
( 12 ) . اين .
( 13 ) . شناختن .