ظاهر شوند بالفعل . « 1 »
اى درويش !
بعضى مىگويند ، كه مبدأ عقول و نفوس عالم سفلى ، عقل عاشر « 2 » است كه عقل فلك قمر است . و عقل فعال نام او است . و مدبر عالم سفلى و واهب الصور او است .
و بعضى مىگويند كه عقول عالم علوى - هر ده - مبادى عقول و نفوس عالم سفلىاند . « 3 » و از اين جهت است كه تفاوت بسيار است ، ميان آدميان . نفسى كه مستفاد از [ نفس ] فلك قمر باشد هرگز برابر نباشد با نفسى كه مستفاد باشد از فلك شمس . تفاوت آدميان از اين جهت است كه گفته شد . يعنى كه از مبادى و از خاصيت ازمنهء اربعه هم هست ، سعادت و شقاوت و زيركى و بلادت و درويشى و توانگرى و عزت و خوارى و درازى [ عمر ] و كوتاهى عمر و مانند اين ، جمله خاصهء « 4 » ازمنه اربعه است .
انبيا و اوليا و حكما ، جمله اتفاق كردهاند كه زمان و مكان خاصيتى عظيم دارد ؛ و اثرهاى قوى ، « 5 » در همه چيزها خاصه در انسان .
فصل
بدان ، كه اهل شريعت مىگويند ، كه افلاك و انجم جمادند و حيات « 6 » و علم و ارادت و قدرت و سمع و بصر ندارند . و حركات ايشان ارادى نيست و اثرى كه در اين عالم مىكنند « 7 » [ به ارادت نمىكند ] به خاصيت مىكنند . « 8 »
و اهل حكمت مىگويند ، « افلاك و انجم حىاند و علم و ارادت و قدرت و سمع و بصر دارند . و حركات ايشان ارادى است » . و اثرى كه در اين عالم مىكنند به ارادت مىكنند ، و به خاصيت هم مىكنند . « 9 »
چون اين مقدمات بدانستى ، « 10 » اكنون بدانكه عقول و نفوس و افلاك و انجم اثرهاى قوى دارند . در اين عالم سفلى جمله كارهاى عالم سفلى باز بسته به عالم علوى است . اين چرخ گردون ، آسيايى است كه خود دانه پيدا مىكند و خود آرد مىكند و خود مىروياند و خود مىريزاند ، خود جان مىبخشد و خود جان مىستاند ، خود جاه و مال مىدهد و خود
هامش
( 1 ) . به وقت خود بالفعل ظاهر مىشوند .
( 2 ) . عاشره .
( 3 ) . است .
( 4 ) . خاصيت .
( 5 ) . خاصيتهاى عظيم و اثرهاى قوى دارند .
( 6 ) . جان .
( 7 ) . مىكند .
( 8 ) . مىكند .
( 9 ) . مىكند .
( 10 ) . معلوم كردى .