ذكر مىكند .
( 473 ) ص 156 ، س 1 ، مربّع : چارزانو ، مربّعنشين . بقرينهء ذكر خفته پس از آن و ظاهرا مقصود « چهار ضرب » در اصطلاح اهل ذكر نيست كه در مورد لا إله الّا اللّه مىگويند « لا إله الّا اللّه چهار ضرب » .
( 474 ) - ، س 14 ، خوارزمشاه : ظاهرا مقصود علاء الدين محمد خوارزمشاه است ( 617 ، 596 ) كه اكثر عمر خود را به لشكركشى و فتح بلاد مىگذرانيد و يا سلطان شاه بن ايل ارسلان كه از 568 تا 589 با برادر خود تكش بن ايل ارسلان بر سر ممالك خوارزمشاهى نزاع داشت و از خوارزم آواره شده بود و گاه به غوريان مىپيوست و گاه از تركان ختا مدد مىگرفت و در خراسان از شهرى به شهرى مىتاخت و قرار و آرام نمىيافت و اگر اين فرض را درست انگاريم اين قسمت از معارف بهاء ولد بحسب تاريخ قديمترين قسمتها خواهد بود .
( 475 ) - ، س 18 ، چنانك شياطين از استراق سمع : ناظر است به :
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ
( قرآن كريم ، سورة الصافات ، آيه 6 ، 7 ، 8 )
( 476 ) ص 157 ، س 15 ، و جبال و طيور با سليمان : ظاهرا چنين بوده است : با داود و سليمان .
( 477 ) ص 158 ، س 3 ، و تكلّم ظبى الخ : اين قصه مذكور است در بحار الانوار ج 6 ، باب جوامع معجزاته ، باب ما ظهر من اعجازه فى الحيوانات ، دلائل النبوّة ، چاپ حيدرآباد ، ج 2 ، ص 133 .
( 478 ) - ، س 4 ، كتف سار : تركيب اضافى است از « كتف » عربى و « سار » فارسى كه لغتى است در « سر » بمعنى مشهور ( يكى از هفت اندام ) و معادل است با « سردوش » در محاورات و استعمالات ادبى و بنابراين احتمالى كه در ذيل صفحه دادهام