تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
( 309 ) - ، س 13 ، چراغ‌پايه‌بازى : ايستادن بز و سائر ستوران بر روى دو پاى خود و بازى كردن ، نوعى از ادا و اصول كه بز را آموزند . جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ص 472 « چراغ‌پا آن بود كه اسب و اشتر و امثال آنها دو دست برداشته بر سر دو پاى خود راست بايستند و شيهه كنند و گاه باشد كه با دو پاى راه روند و آغاز شرارت با جنس خود نمايند . امير خسرو دهلوى گفته :
براق همّت والاى او بگرم روى * چراغ‌پايه كنان بر سپهر جست بتاز »
( آنندراج باختصار ) ( 310 ) ص 89 ، س 2 ، هين هين خنده : خنده‌كننده به آواز بلند ، هين هين حكايت صوت خنده است . ( 311 ) - ، س 4 ، اگر سرت به كتفها الخ : سر بكتف فرو رفتن كنايه از تفكر و تأمّل است نظير سر به گريبان فرو كردن و بردن . ( 312 ) - ، س 8 ، مقبرهء علم گويند الخ : ظاهرا مستفاد است از مضمون روايتى كه بصور ذيل نقل مىشود : لا تسكن الكفور فانّ ساكن الكفور كساكن القبور ، لا تنزلوا الكفور فانّها بمنزلة القبور ، اهل الكفور هم اهل القبور . احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 75 و مولانا نيز گفته است :
ده مرو ده مرد را احمق كند * عقل را بىنور و بىرونق كند قول پيغمبر شنو اى مجتبى * گور عقل آمد وطن در روستا
( مثنوى ، نيكلسن ، ج 3 ، بيت 517 ، 518 ) ( 313 ) - ، س 15 ، عريش : سايبان . كازه ، نى بستى كه بر آن شاخهاى انگور را قرار مىدهند ، چفت انگور . محيط المحيط ، آنندراج . ( 314 ) - ، - ، وايج : بكسر ياء تحتانى چفت و نى بستى كه شاخهاى انگور را بر آن قرار مىدهند . جع : آنندراج . ( 315 ) - ، س 17 ، بيرون شو : مخرج و روزنهء كار ، راه فرار ، مفرّ . نيز : ص 110 ،