تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و حلقت فى شهر المحرّ * م ما استطال من الشعر و نويت صوم نهاره * و صيام ايّام اخر و لبست فيه اجلّ ثو * ب للمواسم يدّخر و سهرت فى طبخ الحبو * ب من العشاء الى سحر
( انوار الربيع ، طبع ايران ، ص 359 ) و از ذيل عبارت مصنف استفاده مىشود كه آشى نظير شله قلمكار و آش امام زين العابدين كه همهء حبوب و سبزيها را در آن مىريزند اراده شده و « عاشوروايى » نسبت است به « عاشوروا » مركب از عاشور ( روز دهم محرّم ) و « وا » بمعنى آش و در نسخى كه كه مبناى طبع اجزاء سه‌گانه معارف بهاء ولد قرار داده‌ايم اين كلمه عاشورايى ( بدون واو ) منسوب به عاشورا نوشته شده و بىشك اين نسخه صحيح‌تر است . جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ص 478 . ( 286 ) - ، - ، حوايج : ما يحتاج مطبخ از سبزى و حبوب و تره‌بار و ابازير و كسى را كه وظيفهء او تهيهء حوايج مطبخ سلطان بوده بدين مناسبت حوايجى مىگفته‌اند چنان كه امير فخر الدين ابو بكر حوايجى از وزراء اتابك ابو بكر بن سعد زنگى 658 - 623 و مقتول ما بين سنوات 658 - 661 بدين نسبت شهرت يافته است ( سعدىنامه ، ص 747 ) . و اين كلمه به كثرت استعمال تخفيف يافته و در معنى آن نيز تفاوتى روى داده و بمعنى سبزى و تره‌بار استعمال شده است چنان كه در بيت ذيل :
هر حويجى باشدش كردى دگر * در ميان باغ از سير و كبر
( مثنوى ، نيكلسن ، دفتر 4 ، بيت 1083 ) و اينكه بعضى گفته‌اند حويج اصل لغوى ندارد ( آنندراج ) به جهت غفلت ازين نكته بوده است ، و حويج در محاورات امروزى اطلاق مىشود بر نباتى كه بيخ آن خورده مىشود از انواع گزر و زردك . ( 287 ) ص 81 ، س 11 ، كار ساختها : تدابير ، بسيج كار ، تهيهء مقدمات عمل . مركب از « كار » بمعنى عمل و « ساخت » مصدر مرخم .