مخفف آن لكلك است چنان كه در اين بيت :
بس كن اين لكلك ، گفتار رها كن پس ازين * تا سخنها همه از جان مطهّر گيرند
( كليات شمس ، انتشارات دانشگاه طهران ، بيت 8112 )
و مؤلف انجمن آرا و آنندراج لكلك را بمعنى سخن بيهوده گرفته و همين بيت را شاهد آوردهاند .
( 198 ) ص 55 ، س 1 ، خريار : بكسر اول خريدار در ص 150 و نيز معارف ، طبع طهران ص 239 بمعنى مذكور ديده مىشود .
( 199 ) - ، س 8 ، مزمزان : مخفف : « مزان مزان » صفت فاعلى مفيد معنى حال از مزيدن .
( 200 ) - س 11 ، در چغزيده : از درون ناليده ، غم در دل گرفته . جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ص 476 .
( 201 ) - ، س 15 ، الشفقة على خلق اللّه : در حديث نبوى آمده است و محمد بن حسن صغانى آن را از موضوعات مىشمارد . رسالهء صغانى به همراه اللؤلؤ المرصوع ، طبع مصر ، ص 8 .
( 202 ) ص 56 ، س 15 ، خداونده : خداوند ، رئيس ، مالك ، صاحب . در اين كتاب مكرر استعمال شده است . نيز ص 81 ، 84 ، 121 ، 140 ، 161 جع : معارف بهاء ولد طبع طهران ، ص 474 .
( 203 ) ص 57 ، س 2 ، فريد : از معاصرين مصنف است و از او گاهى مشكلات خود را پرسيده است . جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ص 33 ، 195 ، 265 .
( 204 ) - ، - ، ناصح پسر حاجى صديق : اين پدر و پسر از معاصرين مصنّف و از معارضين وى بودهاند و پسر حاجى صدّيق اندك دانشمندى هم داشته است و مصنّف ما بارها از معارضه و بدخويى آنان شكايت كرده است ، ص 73 ، 112 ، 150 نيز معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ص 233 ، 290 ، 381 .