فىالجمله اعتماد مكن بر ثبات دهر * كاين كارخانهايست كه تغيير مىكنند
( همان مأخذ ، ص 136 )
و هرگاه اين دو فعل ( جلوه كردن ، تغيير كردن ) با مفعول صريح به كار رود مفيد معنى مذكور است و در غير آن صورت بمعنى معروف و متداول .
( 192 ) ص 54 ، س 5 ، عند ذكر الصالحين : حديثى است كه صوفيان بدان استناد مىكنند و بعضى در صحت آن اشكال كردهاند . جع : اللؤلؤ المرصوع ، طبع مصر ، ص 52 .
و جملهء آخرين : عند ذكر الطالحين الخ در مآخذ نيست و ظاهرا مصنف خود بقياس افزوده است .
( 193 ) - ، س 8 ، اسپك ؟ ؟ ؟ : در فرهنگ آنندراج و غياث اللغات به خيمهء بزرگ تفسير شده كه درين مورد مناسبت واضحى ندارد و مردم بشرويه اسب چوبين و گلين را كه اطفال به جهت بازى خود مىسازند اسپك ( بباء فارسى ) مىنامند و ظاهرا در متن حاضر هم بدين معنى به كار رفته باشد .
( 194 ) - ، س 10 ، نالستان : نيشكر زار مركب از « نال » بمعنى نيشكر و « ستان » كه اداتيست مفيد معنى مكان و غالبا دلالت دارد بر موضع كثرت و اجتماع جنس يا نوعى و ازين جهت پيوسته باسم جنس ملحق مىشود و الحاق آن باسم خاص نوعى از مجاز است مانند اين بيت :
يوسفى جستم لطيف و سيمتن * يوسفستانى بديدم در تو من
مثنوى ، دفتر 6 نيكلسن بيت 1088
( 195 ) - س 16 ، تعظيم و فقه : ظ : تعظيم فقه .
( 196 ) - ، س 17 ، بوده بودم : نوعى از ماضى بعيد است كه متقدمان استعمال مىكردهاند عنصرى گويد :
نبوده بود بر آن شهر هيچ كس را دست * ز عهد سام نريمان و گاه رستم زر
( 197 ) - س 19 ، لكالك : چانه زدن چنان كه از سياق عبارت مستفاد مىگردد و