( 188 ) ص 53 ، س 14 ، محمد بلخى : چنان كه از گفتهء مصنف برمىآيد وى يكى از بازاريان و تيمنشينان معاصر وى بوده است .
( 189 ) - ، س 14 ، تيمبان : كاروانسرادار مركب از « تيم » بمعنى بازار بزرگ و « بان » اداتى كه در مورد محافظت و مراقبت به كار مىرود .
سنايى گويد :
سماعست اين سخن در مرو و اندر تيم بزّازان * هم اندر حسب آن معنى ز لفظ آل سمعانى
( ديوان سنايى ، طبع طهران 1320 ، ص 507 )
( 190 ) - ، س 15 ، يخدان : مخزن يخ كه در زمستان يخها را گرد آورده در آن ريزند و آن گودالى عميق است كه بالاى آن گنبدى گلين مىسازند و نزديك آن آبگيرى دراز و كم تك قرار مىدهند و هنگام شدّت سرما و يخبندان آب در آن مىبندند و چون يخهاى ستبر و ضخيم بهم رسيد در آن گودال عميق فرومىريزند و در آن را به گل برمىآورند و بوقت حاجت از آنها بهرهور مىشوند و در مشهد و بشرويه به همين معنى و مرادف : يخچال - از مردم شنيدهام و در مقالات شمس تبريزى نيز بدين معنى مىآيد و در عبارت ذيل : « زهى سرد ، زهى يخدان عبد العزيز »
( 191 ) - ، س 22 ، جلوه كنيم : درين مورد « كردن » بمعنى « دادن » و « جلوه كردن » مرادف : جلوه دادن است چنان كه در اين بيت :
عراقم جلوه كرد امسال بر لشكرگه سلطان * كه بودش ز آفتاب خاطرم لاف خراسانى
( ديوان خاقانى ، طبع طهران ، عبد الرسولى ، ص 425 )
و نظير آن : تغيير كردن - است در گفتهء حافظ :
در كوى نيكنامى ما را گذر ندادند * گر تو نمىپسندى تغيير كن قضا را
( ديوان حافظ ، طبع طهران ، قزوينى ، ص 10 )