تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
شب را روز مىگرداند چو شبها كوتاه شود و روز دراز گردد پس نتواند كه تيره‌رويان ضعيف مؤمنان را به قيامت روشن‌روى گرداند
وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ
« 1 » و پارهء روز را شب گرداند به‌وقتى كه شب دراز شود و روز كوتاه گردد نتواند كه روشن‌رويان اهل كفر را تيره‌روى برانگيزاند
يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ
« 2 » چون شب درازتر شود خلقان بيشتر خفتند پارهء باخبرى را بىخبر گردانيده باشند و وقتى كه روز درازتر شود پارهء بىخبرى را باخبر كرده باشند
وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى
« 3 » سخن پنهان گفتيم بامّ موسى گوشت‌پاره است آدمى كه نخست گل بود آنگاه در وى نقش غم و انديشه و سبزه و خرّمى و شادى پديد آورديم نهانگه كالبد همچون چهار ديواريست و در وى صد هزار باغ و چون در اندرون نگاه كنى هيچ جاى چيزى نى ، عجب نباشد كه در كالبد مرده روضة من رياض الجنّة همچنين باشد درين گوشت‌پاره دريچه‌هاى تدبير و راى و حساب و كتاب پديد آمده كه اين مىببايد و آن مى نبايد سخنان پنهانى ازين دريچه‌ها مىگويند هرچند چشم آنجا برى دريچه نبينى هرچند گوش آنجا برى سخن نشنوى سخن منكر و نكير چه عجب بود در كالبد مرده
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ
« 4 » در دل زنبور افكند و با وى سخن گفت پنهانى تا بدانى كه علّت اين گوشت پاره نيست از آنك در نحل اين گوشت‌پاره نيست همه جانوران از آب و گلى هست شدند با هر گل و آب جانورى سخنى پنهان ديگر گفت كه هيچ حيوانى ديگر آن را نشنود چه عجب اگر با هر گل و آب مرده سخن پنهان منكر و نكير بود كه كسى ديگر نشنود و يا اللّه پنهانى با آب و گل مرده سخنى خوش گويد تا راه بهشت و ثمار گيرد و با كافر پنهان بگويند تا راه زهر و مار گيرد زنبور عسل بدان خردى به اندازهء خود
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 22 ، آيهء 61 . ( 2 ) سورهء 43 ، آيهء 51 . ( 3 ) سورهء 28 ، آيهء 7 . ( 4 ) سورهء 16 ، آيهء 68 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 302 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر