تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
بلاى آدمى دو چيز است : يكى آب روى و يكى باد و باد « 1 » دو نوعست يكى باد عقوبت چنانك عاديان را ترنجيده و متكبّر و به قوت خود مغرور گشته « 2 » آن همه بادها جمع شد و بيامد و همه را از بيخ بركندند .
بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ
« 3 » و يكى باد رحمتست .
وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ
« 4 » السّلام عليك ايّها النّبىّ و رحمة اللّه و بركاته السّلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين . و آبروى دو نوعست يكى آب چنانك فرعون مىنازيد كه
هذِهِ الْأَنْهارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي
« 5 » هم بر آن آبش عقوبت كردند و هم بدان آب رويش را سياه كنند بدان جهان و يكى ديگر آب رويست كه بر روى زنى سپيدروى شود .
يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ
« 6 »
وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً
« 7 » . اكنون اگر مؤمنى خورد و خواب و شهوت را كم كن و خود را مىگوى كه مؤمنان و عاشقان را خواب و قرار كجا باشد و عاشق و مؤمن چگونه مخالف رضاى محبوب بود و چون امر محبوب بيايد چگونه از سر قدم نسازد ، پس هر زمان خود را مىگوى كه اگر مؤمنى رخسارهء زردت كو و بوى جگرسوخته‌ات كجاست و بىقرارى و بىآراميت كجا شد ، اكنون ذكر اللّه مىگوى و دايم در طلب اللّه مىباش ( و اللّه اعلم ) .

فصل 190

بدانك آن جهانى غريب باشد و اين جهانى شهرى باشد و انبيا عليهم السّلام همه غريب بودند آنك خود را غريب دانست راست‌گوى بود از يك راه درآمده است و راهى ديگر برون مىرود غذايى كه منى گشته است پروردهء باد و هوا و گردش ستارگان و آبهاى آسمانى و درياييست همه غريب و سرگشته . باز كالبد او را به همان حالها بازگردانند به امانت بمشرق و به مغرب رسانند كه روح غريب را بسراى كرامت
هامش
( 1 ) - اصل : و آب . ( 2 ) - ظ : عاديان ترنجيده و متكبر و به قوت خود مغرور گشته را . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 69 ، آيهء 6 ، 7 . ( 4 ) سورهء 26 ، آيهء 84 . ( 5 ) سورهء 43 ، آيهء 51 . ( 6 ) سورهء 3 ، آيهء 106 . ( 7 ) سورهء 33 ، آيهء 69 .