واجبى را اقامت كرده باشيد كه شرط محبّت خاشاك غير برون انداختنست از بهر اين معنى انبيا عليهم السّلام با جنگ بودند عزّت انبياء عليهم السّلام همه در ترك منى بود نگفتند كه من چنين مىكنم و چنين مىفرمايم و من قادرم بر شما و از شما عفو مىكنم و يا شما را بزنم و بگيرم و يا من عزيزترم از شما همه باللّه حواله كردند
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ
« 2 » نگفت قول من چنين است باللّه اين قول را حواله مىكردند تا اللّه گويد
تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 3 » و انبيا عاجزى خود ظاهر مىكردند
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ
« 4 » آرى چو دريشان منى نبود لاجرم حواله بهو بود نه به من هرگز منى با وجود منى از خود نفى نتواند كردن و بتكلّف خود را با منى نتواند كردن .
ابو يزيد بسطامى را منى بوده است اكنون بياييد تا ناظر صنع اللّه باشيم نه بمصنوع كه مصنوع چو شكل شورستان و خارستان و خشكستانى را ماند چون هوش بصنع اللّه داشتى گويى از و با به هواى خوش آمدى و از آب تلخ به آب خوش و از خارستان به گلستان آمدى ، اين حالت خوشتر بود كه نظارهء چنان جمال مىكنى تا راحت آن در اجزاى تو پراكنده مىشود از آنك نظارهء شورستان و صورتى زشتى مىكنى تا اثر رنج آن در تو پراكنده مىشود همه روز درين جمال نظاره مىكن تا آش « 1 » تو مىآرند و خوش مىخورى به از آنك همه روز غم نان و آب مىخورى تا ترا حاصل شود و غم مرده شدن و زنده شدن مىخورى و حشر و قيامت ، تو خود به نظر اين جمال مشغول شو هرچه خواهد شدن بشود و ترا از آن خبر نبود ( و اللّه اعلم ) .
فصل 186
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ
« 5 » مسافر يا سفر تواند كردن يا مشّاطگى تن خود
هامش
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 69 ، آيهء 40 ببعد .
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 69 ، آيهء 40 ببعد .
( 4 ) قرآن كريم ، سورهء 69 ، آيهء 40 ببعد .
( 1 ) - اصل : آتش .
( 5 ) سورهء 35 ، آيهء 33 .