تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
حقوق بعالم بالا مىبايد برد دشوارترست بخلاف نفس كه صاحب يدست و مدّعى « 1 » عليه است و در ولايت خودست و با قوّت و حقوق وى سفليست آسان‌تر بود كار وى اكنون دنيا مىگويد من كنيزكم رضاء خاوندم حاصل كن تا مرا بزنى به تو دهد كه نكاح كنيزك بىرضاء مالك نبود زودست پيمان حاصل كن و دمادم من بيا اگر تو عاشق منى من هزار چندان عاشق توام از انك تا محلى نبود خوشى در كجا تواند قرار گرفتن اللّه نسختهاء رضا فرستاد بدست خطباء انبيا عليهم السّلام ايمان و صلاة و زكات و صوم الى غيره . سؤال كرد كه القبر روضة من رياض الجنّة خوشى نزد روح باشد يا به نزد اجزاء گفتم چگونگى و راه خوشى را كسى نداند چنانك درين كالبدى چشمت به نزد صورتها مىرود و يا صورتها به نزد چشمت مىآيد و يا هريكى در حيّز خود و كلمات به نزد گوش تو مىآيد و يا گوش تو به نزد كلمات مىرود و يا هر دو در مكان خويشند خوشيهاى باغ در تن تو مىآيد و به نزد دل تو مىرود يا دل تو برون مىآيد به نزد خوشيهاى باغ مىرود و يا هر دو در مكان خويشند نيز روضة من رياض الجنّة . با حقيقت مرده كسى راه آمد و شد خوشى « 2 » را نداند كه اگر بداند غيب نماند فرق ميان علماء و اطباء هم‌چندان بود كه ميان قول و بول چون دين از عالم علويست معرفت او بقول بود و دنيا از خساستست معرفت وى به بول بود ( و اللّه اعلم ) .

فصل 182

ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا
« 3 » معنيش آنست كه جمعيّت را اثرست كه در وقت آنك جمع باشند اللّه به اندازه آن با ايشان باشد . اگر در تباهى جمع شوند معيّت با ايشان از روى اضلال بود و هرچند جمع بيش باشند معيّت و نصرت من از روى اضلال با ايشان بيش باشد و هرچند كم باشند معيّت من با ايشان كم باشد و اگر از براى نغزى جمع باشند معيّت من با ايشان بيش باشد از روى هدايت
هامش
( 1 ) - اصل : مدّعا . ( 2 ) - اصل : راه آمد شد راه خوشى را . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 58 ، آيهء 7 .