تا تر نشود تا عاقبت او را سعادت ابد بود و اگر خيانت كند درين امانت عقوبت ابد بود اين امانت را در صورت صخره در موضعى افكنده بود اللّه ، حقيقتى بر آنجا برمىگذشت و خارخارى برمىآمد تا دو سه بار بياموزد و به گردن برداشت فرمان آمد كه الزم مكانك تخت كالبدت را چهار پايه كردند عقيق آتش و بلور باد و عود خاك و زجاجهء آب را هموار كردند تا اگر يكى پايه زياده يا كم شود بيفتد ، روح انسى درو طبيب را بيارد تا راست شود همچنانك نبودى خاكت گردانند « 1 » و بمقام نباتى رسيدى و حيوانى و گرمى و سردى دادند اين اطوار وجود تو و مراتب هستى تو قبول هست كردن اللّه مىيافت تا از آن مقام بدين مقام رسيد هيچ چگونگى هست كردن اللّه را درنيافت و هست كردن اللّه غايت و نهايت نپذيرفت بقبول كردن هستيهاى همه عالم ، مر هست كردن اللّه را چه غايت و كنه همه مزها را ببرد الّا چشم و گوش و زبانست كه نعماء بينايى و شنوايى و گويايى درونست « 2 » نيز ديدهات و بصيرتت چون قابل شود مر جمال اللّه را مزها و راحات يابد و كمال پذيرد بىآنك نمودن اللّه را غايت و كنه و چگونگى باشد
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
« 3 » جمال خجندى مىگفت همچنانك اللّه از يك قطره آب ترا بيافريد از يك دانه در كوشكهاى بهشتيان را بتواند آفريدن و همچنانك از يك قطره آب دانهء درمىآفريند و مىگفت سى سالست تا من لقمهء فلان جمال الدين عامل خوردهام اكنون دعاى وى پيش شما مىگويم صد هزار لقمه با غمّاز و طرّار و اهل ظلم خوردند كه هرگز ذكر ايشان كسى بخير نكند تا بدانى كه نان با اهل علم بايد خوردن و صحبت علماى دين برگزيدن ( و اللّه اعلم ) .
فصل 153
بدانك همه رنج مردم از خلقان بسبب مجازاة انديشيدنست بر بدى ايشان اگر تدبير مكافات نخواهدى در رنج ايشان نباشدى چهار درست را بر محك امتحان روزگار پيش تو مىسايند و نيست مىكنند تا بدانى كه مر ايشان را در
هامش
( 1 ) - ظ : كردند .
( 2 ) - ظ : در اوست .
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 55 ، آيهء 46 ، 47 .