تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
را چنان مىكن كه ترا چيزى پرده نشود از فرزندان و از متعلّقان و از هرچه ازين و چون اين پرده‌ها از ميان برگيرى ببينى كه چه عجايبها پديد مىآيد و اين پرده‌هاست كه حجاب توست كه
إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ
« 4 » هرگاه كه اين پرده‌ها از پيش تو برخيزد اللّه را ببينى و اين آرايشهاى جهان از زر و فرزندان و جاه و جمال اين همه سحر سحرهء فرعون را ماند كه جهان تا جهان گرفته بود و اجل چو عصاى موسى است كه دهان باز كند و همه را فروخورد گويى كه نبودندى پس ما چه نشسته‌ايم و تعزيت نيستى خود مىداريم و بهشتى خود مشغول گشته‌ايم زهى هستى مرده و ناچيز كه ماييم آخر اين آراستگىها را و اين زينتها را كه به خود مىكشى ببين كه از آن كيست و از بهر چه سبب [ به خود ] « 1 » مىكشى اكنون اى ياران جمع شويد « 2 » تا سلاح و سپاه جمع كنيم از ذكر اللّه و نماز و ركوع و سجود و با آن دشمنى كه پردهء ما مىشود از بهر خواست تن و عزّت تن جنگ كنيم « 3 » كه هيچ كافرى و هيچ دشمنى چون عزّت تن نيست به معاونت يكديگر وى را منهزم گردانيم زيرا چو باحوال تن و به عزّت تن و محبّت تن مشغول شدى از ذكر اللّه و محبّت اللّه ماندى ، پس كافر تو آنست كه از ذكر اللّه و محبّت اللّه ترا دور افكند اكنون از غنيمت اكتساب طاعت چيزى حاصل مىكن و سلاح مىساز و با آن كافر مانع محبّت اللّه جنگ مىكن ، آخر يكى بنگر كه اندك‌اندك خشت كالبدت را كى برآورده است و اندرون ترا بانواع نقشهاى مزه كى مزيّن كرده است و هر ساعتى مروحهء هوا و آرزو را در تو كى جنبان كرده است خدمت همان كس كن تا اين نعمت را دايم دارد چه در طلب عزّت تن و خدمت تن درافتادى اگر تو خود را دوست مىدارى كارى بكن و چيزى بورز كه خودى تو بپايد و از تو نرود و هيچ زيان نكنى و در هر كارى طلب تو چون كليدى است كه در غيب را بر تو مىگشايد و قدرت در آن كار مىگيرى و هرچند طلب بيش كنى گشايش بيش بود پس در طلب اللّه چرا سست مىشوى و كاهلى مىكنى
هامش
( 4 ) قرآن كريم ، سورهء 83 ، آيهء 15 . ( 1 ) - ص : ندارد . ( 2 ) - ص : شويت . ( 3 ) - ص : و با او جنگ كنيم .