تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
رويش « 1 » ناشسته و چاكها از پوستينش درآويخته و چارقش دريده و عزم درگاهى كرد تا در آنجا قرار يابد چون از سر كوى درآيد گويند هم از آنجا هم از آنجا يعنى كه پيش ما اگر عزم قرار آن درگاه دارد و مىخواهد كه آنجا راه يابد گرد خود برآيد كه اين چه حالست و چه شكلست كه مرا آنجا راه نيست پارهء شكل را بگرداند آنگاه بازآيد باز اگر ردّش كنند لفظ را بدل كند بازآيد چندانك از حال به حال مىگردد تراشيده مىشود و از وى چيزى نمىماند تا چنان شود كه بخوانندش و راهش دهند تو نيز روستايىوار از كوه عدم برآمدى و عزم درگاه حضرتى دارى كه قرار يا بى چو ناشسته‌رويى و پريشان آسيب « 2 » تكاليف مىآيد و ترا رد مىكند كه روى بشوى و استنجا بكن و با مرحمت شو و خدمتكار شو و لفظ آشنا بياموز و امين شو و خيانت و دروغ و تعدّى ببيع و شرى بدل كن و هر چيزى را به وضع وى نهادن گير تا قربت
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 5 » بيابى و نيز ازين آيت [ آن فهم مىآيد ] كه ديگران را چون به آسايش و صحّت [ تن ] مىبينيد [ شما ] « 3 » دل‌شكسته مىشويد كه ما در كار خير توفيقى نمىبينيم و به ظاهر شكستگى درستى مىبينم نى « 4 » تو با اين شكستگى صبر مىكن تا به نغزى نزديكتر مىشوى و اگر چه نغز نشوى بدين‌قدر كه تو از آخرت بترسى و ديگرى نترسد اين را نعمت كامل دان و اين نماز شكسته بسته كه [ تو ] به يارى و ديگرى نيارد اين را دولت كامل دان و تو دروغ نگويى و ديگرى دروغ گويد اين را عزّى دان اگر چه صبر درشتست و ليكن ازين درشتى نرمى پديد آرند چون حرير از درشت نرم مىبافند
وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً
يعنى جزا بصبر است تو صبر كن كه اوّل درشتى است آنگاه نرمى است كه دمادم وى مىرسد باش تا صبر غليظ ترا چو بشكنند ببينى كه چگونه حرير آسايش از بهر تو از وى پديد آرند ( و اللّه اعلم ) .
هامش
( 1 ) - ص : ريش . ( 2 ) - در هر دو نسخه : آسيبى . ( 5 ) قرآن كريم ، سورهء 54 ، آيهء 55 . ( 3 ) - ص : ندارد . ( 4 ) - ص : مىبينيم پس از هر دو جهان نى .