موانست بر موانست مىافزايد اكنون اللّه اكبر گويم اگر در جمال نگرم اللّه اكبر گويم اگر در قدرتها نگرم اللّه اكبر گويم اگر در علمها « 1 » نگرم اللّه اكبر گويم همه در ذكر اللّه و معنى اللّه شوم كه ذكر اللّه از همه نيكوتر است زبان كليد دلست هرچند زبان بگفت ذكر اللّه گردانتر باشد دل گشادهتر [ باشد ] « 2 » و نفايس نيكتر پديد آيد گويى ذكر اللّه باد صباست كه خبر دوست آورد و زمين كالبد مرده را پر از باغ و بوستان شادمانى كند و آب روان شود پيش در [ هر ] خانهء كالبد و شكوفهء ريزان از هر چمن عضوى و اجزايى پديد آيد مرد عاقل باتجربه كه سير شده و مانده شده باشد از ذكر اللّه و پژمرده گشته باشد چون اين عجايب ببيند و اين عجب به او پيدا شود همه اجزاش چست و چالاك شوند و در ذكر اللّه آيند گويى كه آن عجب زندگى بود كه آسيب به اجزاى او كرد و زنده گردانيدش و يا آن [ عجب ] « 3 » دم اسرافيل را ماند كه اجزاى خاك فروخفته را زنده مىگرداند يعنى اين بيان آن است كه باشارتى چگونه اجزاى پژمرده را زنده مىگردانيم و به بهشت خوشى مىرسانيم
وَ الطُّورِ
« 5 » يعنى باطن كوه طور چو از اللّه واقف شد « 4 » از عشق پارهپاره شد اگر باطن تو نيز سرهسره بنگرد واقف شود و واله شود و همان لذّت بيابد اكنون چندانى ذكر گو كه اللّه را ببينى چنانك پرده از طور برخاست بديد پردههاى غفلت چون بذكر اللّه بر درد تو هم ببينى ( و اللّه اعلم ) .
فصل 99
الم
« 6 » الف يعنى منم كه چو اللّه مىگويد كه منم كجا نظر كنم تا بىشبهت ببينمش بهآسانى سوى هوا و آسمان نظر كردم گفتم در هر جزو هوايى و موجودى كه نظر كنم اللّه آنجاست كه آن جزو را تغيير و تبديل مىكند و هست مىكند و نيست مىكند و اللّه اجزاى موجودات را پيش خود داشته است چون سپر و يا چون پرده او را مىگرداند از آسمان تا زمين همهء اجزاى جهان در تصرف او عاجز و جمله اجزاى جهان چون خاضعان و عابدان پيش او متغيّر مىشوند هوا تنكتنك مىشود چون
هامش
( 1 ) - ن : در عملها .
( 2 ) - ص : ندارد .
( 3 ) - ص : ندارد .
( 5 ) قرآن كريم ، سورهء 52 آيه 1 .
( 4 ) - ص : شود .
( 6 ) قرآن كريم ، سورهء 2 آيهء 1 .