هر قطعه نوع دگر مىكارد « 1 » اگر گاو يك مىباشد نيك رنجش رسد در شيار كردن اين همه تعلّقهاى خلقان گوناگون و همه پيشههاى مختلف در جهان كاركنان اللّهاند بنگر كه اللّه بسر خاريد نشان نمىگذارد اگر انكارى كنند فعل اللّه را فعل خلقان محسوس است اكنون اين همه پايان سفرهاست كه بولايت مقرّ مىروى پيش از آنك بدان شهر به روى چون پاى در حد آن ولايت نهى بوى آن هوا به مشامت برسد و آنگاه مزهء آبهاى آن نوع ديگر و سبزهاى آن را طراوة ديگر و ميوههاى آن را لطيفى ديگر و بينى كه مردمان آن شهر پيش تو باز مىآيند زبان ايشان و لغت ايشان نوع ديگر و اسپان برنشسته و از آن باغها كه بيرون آن شهر باشد گلها ببينى دستها باز كرده و پيش تو مىآيند كه
فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ
« 2 » و ميدانها ببينى گسترده هركه باادبتر رفته و حرمتدارندهتر بوده دران ميدان درآرند تا گوى بازد و از براى كوفتگى راه كه ديده باشى بشارت دهند كه
أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا
« 3 » هوايى كه مدد از شفقت يافته باشد و آبى كه مدد از رحمت يافته باشد چه عجب هوايى باشد يا رب تا چه هوا دارد آن عالمى كه وجود همه چيزها از آنجا مىرويد و اللّه اعلم .
فصل 79
قال النّبىّ عليه السّلام من قرأ آية الكرسيّ عقيب كلّ صلاة مكتوبة قبض اللّه روحه بنفسه آرى كافرى كه منكرتر بود او را فرشتهء هولتر فرستد و هر مؤمنى كه نيكوتر بود او را فرشتهء بارحمتتر فرستد عزرائيل عليه السّلام به انبيا عليهم السّلام بيامدى هر نبى كه گزيدهتر بودى نزد او در صورت متواضعتر و بالطفتر آمدى پادشاهان موكّلان را به گريختگان درخور ايشان فرستد و بطلب مهمانان در خور ايشان فرستد
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ
« 4 » آسمان علو ممالك خاكست تو مغرور مشو كه آن غرور تو شياطين است هم ازين زينت آلت جهاد ساز و شياطين اندرون و بيرون را بران در آسمان بزينة خود بنگر كه چگونه ديو را ميراند تا خطرات
هامش
( 1 ) - اصل : مىكارى .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 56 ، آيهء 89 .
( 3 ) سورهء 41 ، آيهء 30 .
( 4 ) سورهء 37 ، آيهء 6 .