تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
مغرور مشو كه شمس و قمر به حساب مىرود و فرمان‌بردارى چراغ و شمع از خود نبود به فرمانروايى باشد و النجم و الشجر و اشلغ شجر يعنى مطبخ شجر از خود آبادان نشود و نجم در آسمان همچنان مدبّرست كه شجر در زمين اما تا نواشان ندهيم چيزيشان نباشد اين همه بيان كمال و قدرت از بهر آنست تا بدانى كه فرق باشد ميان نيكى و بدى و ناقص و كامل
وَ وَضَعَ الْمِيزانَ
« 1 » يعنى خويشتن را بر موزون كن كه تا موزون و ظريف نباشى بمقعد صدق راه نيابى اگر از كار خير مانده شوى در راه آخرت زنهار بر لوح خمر معصيت مشغول مشو كه آن ماندگى افكندن نيست آن بر جاى ماندن است و نوم را از بهر آن ماندگى افكندن پديد آورد كه راحة لابدانكم و اين راح راحت را او مىدهد كه
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
« 2 » اكنون اى يار كان بدين حكمتهاى من كه همچون دواخانه‌ايست خود را بشوييد و خويشتن را مرهمى مىكنيد و اخلاق خود را بدل مىكنيد تا سلامتىتان حاصل شود و هم در خود مىنگريد و گرد مصالح خود برمىآييد چون نور نظر را اينجا درين عالم خرج كرديد در اللّه چگونه نگريد و عالم غيب را چگونه ببينيد امّا چو اللّه را بوده باشيد خود را بوده باشيد و چون خود را باشيد هيچ چيز را نبوده باشيد امّا اگر يكى فرع و يكى جزو را بوده باشى دگرها را نبوده باشى از انك چو كليّات و اصول را بوده باشى فروع را و اجزا را بوده باشى
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى
« 3 » مطلق است يعنى بىقيدى تواند كه همين لحظه هزار چشمه شهوت در تو بگشايد و با هزار حورعين‌ات قرين گرداند امّا تو دايم مىگويى كه اى اللّه ماه‌رويان عمل كاهربايى دارند در دل ما خداوندا دل ما را آهنگى بخش تا ربوده نشود تن شوره گشته ما را از آب شور حرص بتوفيق مجاهده طيّب گردان و زمين پىكوب دل ما را مزيّن بخضر طاعات گردان بيضهاى اعمال كه نهاده‌ايم بر خاك تن از آسيب چنگال گربهء شهوت نگاه‌دار تابهء طبع ما را از صدمت سنگ سنگين‌دلان نگاه‌دار مؤمن بدر مرگ چو آن عالم را
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 55 ، آيهء 7 . ( 2 ) سورهء 76 ، آيهء 21 . ( 3 ) سورهء 36 ، آيهء 12 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 85 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر