كه
قُمْ فَأَنْذِرْ وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ
و اللّه اعلم .
فصل 56
قال النّبىّ عليه السّلام رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر هركه با نفس برآمد غزو ظاهر آسان بود بر وى امّا اگر غزو ظاهر نكند مجاهدهء نفس آسان نبود ، آدمى بچهپيچان عظيم است و سلامت نمىزيد چنگ بهر جايى در مىزند از آنك از هواى عدم اينجا درافتاده است نه اوّل مىبيند و نه آخر مىبيند مىترسد كه اگر چنگ در جايى نزند هلاك شود همچون كفتار چنگ بخار سر ديوار در مىزند و افكار مىشود و افكارىاش همه از ان چنگ در زدن است بخار همه رنجت از آنست كه رياى چند كس را معشوقهء خود گردانيدى هر مرادى و پيشنهادى ترا چون معشوقه و عروسى است و هر ازين معشوقهات را خويشاوندانند و تبارىاند بارى عروسى بگزين كه كرا كند جفاى او شنودن چون همه رنج تو از معشوقه گرفتن است كه عاقبت از آن معشوقه خواهى بريدن و جدا شدن اكنون چندين در عمارت او چه مىكوشى امّا اگر كسى چندان حريص حيات دنيا نباشد او را ازين حياة بريدن چندان رنج نباشد امّا آنك نيك حريص حيات دنيا باشد بوهم آنك او را خواهند بريدن ازين حيات او پيشين مرده باشد از وهم امّا اگر معشوقهء راستين دارد در مشاهدهء او اگر دست و پاش را ببرند و يا گردنش بزنند چندان رنجش ننمايد چنانك آن زنان در مشاهدهء يوسف چون تن خود را از معشوقكى بگذاشتند و چهره او را به معشوقكى گرفتند از دست بريدن خود خبر نداشتند باز چون معشوق چهرهء يوسف از پيش چشم ايشان غايب شد معشوقهء تن خود را بازآمدند آنگاه درد يافتند كه
وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ
« 1 » و همچنانك سحرهء فرعون نيز ، و رسول عليه السّلام از بهر تسلّى دل ايشان خود را در ميان آورد كه رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر نه چنانك صفوف نفس را نزد او محلّى مانده باشد و اللّه اعلم .
فصل 57
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ
« 2 » گفتم اى آدمى چندين به دنيا
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 12 ، آيهء 31 .
( 2 ) سورهء 55 ، آيهء 6 .