خوشى يافتهاند از اللّه يافتهاند چنانك حوريان و خلقان بهشت و بهشتيان اختصاصى دارند به حضرت اللّه و به مجاورت اللّه و از آن مجاورتست كه چنان حياة مىگيرند .
اكنون اى مريدان هر روز بر جايگاه خويش و در نماز با هم مىنشينيم و با هم مىباشيم و چنين چيزى مىگوييم تا در شما اثرى كند و در كار خود گرم باشيد همچنانك آن مرغ بر آن بيضه خود بنشيند و آن را گرم مىدارد و از آن چوزگان بيرون مىآرد از بركت آن گرمى و محافظت وى كه از آن بيضه دور نمىباشد باز اگر آن مرغ از آن بيضه برخيزد تا سرد گردد چيزى بيرون نيايد . اكنون شما نيز بامداد چون از جاى نماز برمىخيزيد و در كار ديگر و شغل ديگر مشغول مىباشيد اين كار سرد مىگردد لاجرم چون چوزگان بيرون نمىآيند اما چون گرم باشيد در كار خود ازين گرمى و مراقبهء حال خود ببينيد كه چه مرغان تسبيح پديد آيد آخر وقتهاى كارها را بديد كردهاند و روز را و شب را ترتيب نهادهاند خواب را بوقت خواب و بيدارى را بوقت بيدارى و نماز را بوقت نماز و كسب را بوقت كسب . چون تو اينها را در يكديگر مىزنى لاجرم مزهء تو نمىماند . در ساختن كاهگل كسان بايد كه آن گل شود يكى كاه آرد و يكى خاك آرد و يكى آب آرد و يكى بياميزد آنگاه درخور خانه و كاشانه شود آن گل ، و اين گل تا به خانه و كاشانه چنان نباشد كه گل ستورگاه ، باز به بيل تقدير از روى زمين شما را تراشيدند به آب و كاه و خاك ، كاركنندگان ملايكه و ستارگان و باد و ابر جمع كردهاند تا شما را چنين غنچههاى گل كردهاند باش تا دست بدست به كنگره بهشتتان برسانند تا ببينيد كه چه رونق مىگيريد پس گل حيوانات ديگر ، جاى ديگر را شايد و جاى شما ديگر ، آخر چشم شما را كه بآثار خود بگشادند چنين عاشق شديت باش تا چشم شما را به خود بگشايند آنگاه ببينيد تا چگونه مىباشيد و اللّه اعلم .
فصل 51
قال النّبىّ عليه السّلام اذا اصبحت فلا تحدّث نفسك بالمساء و اذا امسيت فلا تحدّث نفسك بالصّباح اين چند مرغ حواس را و گنجشكان انديشهها را با تو جمع كردهاند درين ميانه ترا با اين مرغان حواس و گنجشكان