راحتى بود چون فراهم آمدند اللّه به بركت جمعيّت مر ايشان را عقل داد و روح داد نبينى كه هرچه نيكانند در دنيا يكى بودند و چون بدان جهان رفتند باز همه جمعاند كه السّلام عليك ايّها النّبىّ و رحمة اللّه و بركاته السّلام علينا و علي عباد اللّه الصّالحين گويى كه نيكان همان صفات نيكويىاند از جمال و قدس و عقل و تواضع و غيره دليل بر آنك اگر اين صفات مىبرود همان اجزاى خاك مىماند و جماد و مرده مىباشد و بوجود اينها از نيكان مىباشند و هر ازين صفت نيكويى گويى كه قايم مىشود به صفت اللّه لاجرم نيكان باقيند به بقاى اللّه ، مقرون كرد تحيّات للّه را با عباد صالحين كه عباد صالحين از صفات نيكانست و صفات نيكان رحمت است و او ملحق و مغلوب گشته به رحمانى اللّه است پس هرگاه كه خواهى با نيكان باشى با اللّه باش و خصوصيت دوستى ايشان مغلوب به رحيمى اللّه است و همّتهاى نيكان قايم به صفت ملكى است كه
لَهُ الْمُلْكُ
« 1 » اذا اردت ان تنظر الى همم الصالحين فانظر الى الملك القدير الازلى الزينة و الجمال و ميل طباعهم و تعشقهم من صفات الصالحين قايم بصفة اللّه و هو القدوسية القدوس و التعجّبات من الجمال و المحبّات من صفات الصالحين تابعة لصفة السبوحيّة فاذا اردت ان تنظر اليهم فانظر الى السبّوح
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ
« 2 » و تحقيق المعيّة فى الاتحاد الظاهر من الساذجيّة و الاخلاق الرضيّة و طهارة الصدور و طيب النفس من صفات الصالحين ثمّ جملة صفات الصالحين المغلوب بصفات اللّه گويى اللّه همان صفات است كه ياد كرده شد و اين صفات روح آدمى مغلوب بدانست و اين معانى روشنتر به گفتار لا إله غيرك مىشود يعنى اى اللّه خوشيهاى هر دو جهان بجز از تو از كسى ديگر حاصل نشود و هست شدن بعد از نيستى بجز از تو از كسى ديگر نباشد پس ذكر اللّه مىكن برين وجه كه اى اللّه آن شكر مر محبّان را در خدمت خود تو دادهء و اين عشقها و مزها تو مىدهى و مقصود از نان و غذاها خوشى است و مصاحبت صاحب جمالان و مزه در جمالها و مقاصد
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 35 ، آيهء 13 .
( 2 ) سورهء 16 آيهء 128 .