تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
خه‌خه اى بازِ به پرواز آمده * رفته سركش سرنگون باز آمده
سرمكش چون سرنگونى مانده‌اى * تن بِنِه چون غرقِ خونى مانده‌اى
بستهء مردارِ دنيا آمدى * لا جرم مهجور معنى آمدى
هم ز دنيا هم ز عقبى در گذر * پس كلاه از سر بگير و در نگر
چون بگردد از دو گيتى راىِ تو * دستِ ذوالقرنين آيد جاىِ تو
مرحبا اى مرغِ زرّين خوش درآى * گرم شو در كار و چون آتش درآى
هر چه پيشت آيد از گرمى بسوز * ز آفرينش چشمِ جانِ كُل بدوز
چون بسوزى هر چه پيش آيد تو را * نُزلِ حق هر لحظه بيش ايد تو را
چون دلت شد واقفِ اسرارِ حق * خويشتن را وقف كن بر كارِ حق
چون شوى در كارِ حق مرغِ تمام * تو نمانى حق بماند و السّلام .
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 56 | فريد الدين العطار النيسابوري