تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

[ وادى چهارم در استغنا ]

بعد ازين وادىِ استغنا بود * نه درو دعوىّ و نه معنى بود
مىجهد از بىنيازى صرصرى * مىزند بر هم به يك دم كشورى
هفت دريا يك شَمَر اينجا بود * هفت اخگر يك شرر اينجا بود
هشت جنّت نيز اينجا مُرده‌اىست * هفت دوزخ همچو يخ افسرده‌اىست
هست مورى را هم اينجا اى عجب * هر نفس ، صد پيل اجْرِى ، بى سبب
تا كلاغى را شود پر حوصله * كس نماند زنده در صد قافله
صد هزاران سبز پوش از غم بسوخت * تا كه آدم را چراغى بر فروخت
صد هزاران جسم خالى شد ز روح * تا درين حضرت دروگر گشت نوح
صد هزاران پشّه در لشكر فتاد * تا براهيم از ميان با سر فتاد
صد هزاران طفل سر ببريده گشت * تا كليم اللّه صاحب ديده گشت
صد هزاران خلق در زنّار شد * تا كه عيسى محرمِ اسرار شد
صد هزاران جان و دل تاراج يافت * تا محمّد يك شبى معراج يافت