تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
آن يكى عيسىِ مريم را چه گفت * گفت اى طاقِ ترا خورشيد جفت
از چه خود را مىنسازى خانه‌اى * گفت آخر من نيَم ديوانه‌اى
هرچه نبْوَد تا ابد همبر مرا * از كجا هرگز بود درخور مرا
هرچه آن با تو فرونايد به راه * فرق نبْوَد چه گدا آنجا چه شاه
همچو گويى كرده‌اى گم پا و سر * اين چه سرگردانى است اى بى خبر
بر كنار آى از همه كارِ جهان * پيش از آن كت درربايند از ميان
نه بهشيارى ترا از خود خبر * نه به مردن از وجودت هيچ اثر
زنده پى نا بُرده مرده گم شده * زاده مردم ليك نا مردم شده
صد هزاران پرده آن درويش را * پس چه‌گونه باز يابد خويش را

حكايت