تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
كوپله‌ىْ بحرى تو پرباد آمده * وانگهت بر باد بنياد آمده
مانده‌اى پر باد اين دم بىخبر * باش تا بادت برون آيد ز سر
گرچه سر بر آسمان دارى كنون * در زمين چون آسمان گردى نگون
كاروبارِ تو درين عالم بود * چون تو رفتى آن همه ماتم بود
هيچ را چون پايدارى روى نيست * دشمنى و دوستدارى روى نيست
روى را چون نيست روى اينجا بُدن * فرق نبْوَد زشت يا زيبا بُدن
موى را چون نيست در بودن اميد * پس كنون خواهى سيه خواهى سپيد
گر كسى كامد به بالا بازگشت * قطره‌اى دان كو به دريا بازگشت
زندگىِ عالمِ حس عالمى * هست در جنبِ حقيقت يك دمى
هرچه آن يك لحظه باشد خوب و زشت * من نخواهم گر همه باشد بهشت

حكايت